گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۳

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عالم افروز بهارا که تویی

لشکر آشوب سوارا که تویی

هم شکوفهٔ دل و هم میوهٔ جان

بوالعجب‌وار بهارا که تویی

اژدها زلفی و جادو مژگان

کافرا معجزه دارا که تویی

تو شکار من و من کشتهٔ تو

ناوک انداز شکارا که تویی

کار برهم زده مردا که منم

زلف درهم شده یارا که تویی

زخم بگذاری و مرهم نکنی

سنگ‌دل زخم گذارا که تویی

کشتیم موی نیازرده به سحر

ساحر نادره کارا که تویی

سوختی سینهٔ خاقانی را

آتش انگیز نگارا که تویی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.