گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۲

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دل به جفات جان نهاده

جان پیش‌کشت جهان نهاده

شهری همه ز آهنین دل تو

قفلی زده بر دهان نهاده

بر طرف لب تو جان عیسی

از نیل و بقم دکان نهاده

از کوی سوار چون برآئی

شب‌پوش بر ابروان نهاده

ترکان کمین غمزهٔ تو

یاسج همه بر کمان نهاده

تو عاشق صید و تیغ بر کف

عشاق تو دل بر آن نهاده

من پیش تو بر زمین نهم سر

کای پای بر آسمان نهاده

اسب از در من مران و مگذر

هان نعل بهات جان نهاده

خاقانی را در آتش عشق

نعل هوس از نهان نهاده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.