گفتم به ری مراد دل آسان برآورم
ز آنجا سفر به خاک خراسان برآورم
در ره دمی به تربت بسطام برزنم
وز طوس و روضه آرزوی جان برآورم
ری دیده پس به خاک خراسان رسم چنانک
حج کرده عمره بر اثر آن برآورم
از اوج آسمان به سر سدره بگذرم
وز سدره سر به گلشن رضوان برآورم
ایزد نخواست آنچه دلم خواست لاجرم
هر لحظه آهی از دل سوزان برآورم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها بیان میکند که با خیال راحت و دل آرام، به سفر به نواحی مختلف میرود. ابتدا به ری اشاره میکند و از آنجا تصمیم دارد به خراسان سفر کند. او در این سفر به زیارت تربت بسطام و سپس به طوس و باغ آرزوهایش میرسد. شاعر احساس میکند که پس از این سفر، انگار حج را به جا آورده و به مراتب بالای روحانی میرسد. اما در نهایت میگوید که خداوند آنچه را دلم میخواست نخواست و به همین دلیل، هر لحظه آگاهی از دل سوزانش دارد.
هوش مصنوعی: به خودم گفتم که به راحتی میتوانم آرزوی دلم را در ری برآورم و از آنجا عازم سفر به سرزمین خراسان شوم.
هوش مصنوعی: میخواهم مدتی به مزار بسطام بروم و از طوس و باغ و زیباییهای آنجا، آرزوهایم را برآورم.
هوش مصنوعی: چشمی که به خاک خراسان دوخته شده، به گونهای است که گویی بعد از انجام عمره، دوباره باز میگردد.
هوش مصنوعی: من از بلندای آسمان عبور میکنم و به درخت سدره میرسم، سپس از آنجا به سوی باغ بهشت صعود میکنم.
هوش مصنوعی: خداوند به من چیزی نداد که دلخواستهام بود، بنابراین در هر لحظه، با دلسوزی آهی از عمق وجودم برمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگه به یادش از جگر افغان برآورم
آتش ز جان گبر و مسلمان برآورم
چون سر کنم فسانهٔ شب های هجر را
آه از نهاد مرغ سحرخوان برآورم
از آستین برآرم اگر شمع داغ را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.