دل بشد از دست دوست را به چه جویم
نطق فروبست، حال دل به چه گویم
نیست کسم غمگسار، خوش به که باشم
هست غمم بیکنار لهو چه جویم
چون به در اختیار نیست مرا بار
گرد سرا پردهٔ مراد چه پویم
زخم بلا را چو کعبتین همه چشمم
زنگ عنا را چو آینه همه رویم
از در من عافیت چگونه درآید
چون نشود پای محنت از سر کویم
بس که شدم کوفته در آتش اندوه
گوئی مردم نیم که آهن و رویم
تیره شد آبم ز بس درنگ در این خاک
کاش اجل سنگ بر زدی به سبویم
بخت ز من دست شست شاید اگر من
نقش امید از رخ مراد بشویم
چون دل خود را به غم سپارم ازین روی
دشمن خاقانیم مگر که نه اویم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از جدایی و غمهای عاطفی است. شاعر احساس ناامیدی و تنهایی میکند و از مشکلات و مصیبتهای زندگی شکایت دارد. او میگوید که نمیداند باید از چه کسی کمک بگیرد و در جستجوی آرامش است، اما این آرامش به نظر دور از دسترس میآید. شاعر خود را بهگونهای وصف میکند که گویی روحش در آتش اندوه سوخته و سیرت او مانند آهن، سرد و بیروح شده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که شاید سرنوشتش نیز او را به ناامیدی کشانده و نمیتواند امیدی به بهبود اوضاع داشته باشد.
هوش مصنوعی: دل از دست دوست دور شده و دیگر نمیتوانم چیزی بگویم. حالا که این احساس را ندارم، چگونه میتوانم درباره حال خود صحبت کنم؟
هوش مصنوعی: من کسی را ندارم که غمهایم را بزداید، خوش به حال آن کسی که غمهایش پایان دارد. حال من را چه به شادی و تفریح؟
هوش مصنوعی: زمانی که در دسترس من نیست، به چه دلیل به دنبال چیزی بگردم که در آرزوی من است؟
هوش مصنوعی: زخم سختی بر سینهام مانند شبی که بر کعبه میگذرد، و همه چشمانم مانند آینهای است که زنگهای گرفتاری را منعکس میکند.
هوش مصنوعی: چگونه میتواند آرامش و راحتی به من برسد، وقتی که مشکلات و سختیها از سرم دور نمیشوند؟
هوش مصنوعی: من به دلیل غم و اندوهی که دارم، به قدری در آتش این احساسات کوفته شدهام که نه آنقدر قوی هستم که به آهن تبدیل شوم و نه به حدی زنده و شاداب که شبیه انسان باشم.
هوش مصنوعی: رویاهایم به خاطر وقتگذرانی زیاد در این دنیا، ناامید و تاریک شد. ای کاش مرگ به زودی به سراغم میآمد و به زندگیام پایان میداد.
هوش مصنوعی: شاید اگر من امیدها و آرزوهایم را کنار بگذارم، بخت و اقبال از من رو برگرداند.
هوش مصنوعی: وقتی دل خود را به غم بسپارم، از این رو ما دشمن خاقان (شاه) هستیم، مگر اینکه من دیگر او نباشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.