آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
بر خاک راه او مرا جو جو دل پر خوننگر
هست از پری رخسارهای در نسل آدم شورشی
شور بنی آدم همه ز آن روی گندمگون نگر
من تلخ گریم چون قدح او خوش بخندد همچو می
این گریهٔ ناساز بین آن خندهٔ موزون نگر
باغی است طاووس رخش ماری است افسونگر در او
شهری چو من بنهاده سر بر خط آن افسون نگر
او آتش است و جان و دل پروانه و خاکسترش
خاکستری در دامنش پروانه پیرامون نگر
بسیار دیدی در دلم بازار عشق آراسته
آن چیست کانگه دیدهای بازار عشق اکنون نگر
دل کشتهام در پای تو شب زنده دارم لاجرم
خوابم همه شب کاسته زین درد روز افزون نگر
من عاشق و او بیخبر، او ماه نو من شیفته
او از من و من زو جدا، این حال بوقلمون نگر
در غمزهٔ جادوی او نیرنگ رنگارنگ بین
در طبع خاقانی کنون سودای گوناگون نگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوقه میپردازد و از احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای آن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری چون خال و روی گندمگون، به زیبایی چهره معشوق اشاره میکند. او احساساتی چون درد و شادی را در کنار یکدیگر بیان کرده و از رابطه عاشقانهای که در آن طرفین به نوعی از هم جدا هستند، سخن میگوید. همچنین، شاعر به کشمکشهای درونی خود و چالشهای عشق و آرزوها اشاره میکند و تصویرسازیهای زیبا و متنوعی از عشق و زیبایی به وجود میآورد. در نهایت، این شعر حسرت و شوق عاشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت چهره و ویژگیهای کسی که مورد علاقهام است توجه کن. آن خال زیبایی که بر چهرهاش نقش بسته و آن رنگ دلفریب پوستش را ببین. حالا در نظر بگیر که من به نشانه عشق و حسرت در این مسیر به دنبالش میروم و قلبم پر از درد و عشق است.
هوش مصنوعی: در میان انسانها، زیباییهایی وجود دارد که شگفتانگیز و جذاب است. این زیباییها همواره انسانها را به خود جلب میکند و باعث شور و هیجان میشود. نگاه به این زیباییها، همچون دیدن گندمی طلایی و درخشان است که دل را میبرد و حس شگفتی را در دل ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: من بیخبر از شادیهای او، با چشمانی پر از غم و تلخی گریه میکنم، در حالی که او با خوشحالی میخندد. گویی این گریهی ناهمگون من در مقابل خندهی دلنشین او مانند میباشد.
هوش مصنوعی: باغی وجود دارد که در آن طاووسی پرواز میکند و ماری سحرآمیز در آنجا زندگی میکند. در این باغ، شهری مانند من وجود دارد که سر بر روی آن افسون میگذارد و به جادو و زیباییهای آن خیره شده است.
هوش مصنوعی: او همانند آتش است و جان و دل پروانه در کنار او، خاکسترش خاکستری است که بر دامنش نشسته. پروانه را در دور و برش ببین.
هوش مصنوعی: بسیار دیدهای که در دل من دنیای عشق فراهم شده است، حالا که خودت نیز نگاهی به این دنیا انداختهای، بگو ببینم آن چیست که این چنین توجه تو را جلب کرده است؟
هوش مصنوعی: دل مرا فدای تو کردهام و به همین دلیل شبها را بیخوابی میگذرانم. به ناچار خوابم در طول شب کمتر شده و این درد هر روز بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: من عاشق کسی هستم که هیچ اطلاعی از عشق من ندارد. او مانند ماه نو است که زیباییاش چشمنواز است، اما من از او دورم و فقط به او فکر میکنم. حال و روز من مانند بوقلمون است که در وضعیت عجیبی قرار دارد.
هوش مصنوعی: در دل جادوی نگاه او فریبهای رنگین را ببین و اکنون در طبع خاقانی به افکار و احساسات متنوع و مختلف توجه کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.