فراقت ز خونریز من درنماند
سر کویت از لافزن درنماند
من ار باشم ار نه سگ آستانت
ز هندوی کژ مژ سخن درنماند
تو گر خواهی و گر نه، میدان عشقت
ز رندان لشکرشکن درنماند
در آویزش زلفت آویخت جانم
که صید از نگونسر شدن درنماند
دل از هشت باغ رخت درنیاید
هم از چاردیوار تن درنماند
رخت را به پیوند چشمم چه حاجت
که شمع بهشت از لگن درنماند
ز خون چو من خاکیی پای در نِه
که هجران خود از کار من درنماند
چو در بیشهٔ روزگار افتد آتش
چو من مرغی از بابزن درنماند
غم دل مخور کو غم تو ندارد
دل از روزی خویشتن درنماند
به خونریز خاقانی اندیشه کم کن
که ایام ازین انجمن درنماند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق و عشق سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر هجران محبوب است. او بیان میکند که حتی اگر در آستان محبوب هم نباشد، عشق و دلتنگیاش از بین نمیرود و احساساتش دائماً در کناری او حاضرند. او به تصاویر گرافیکی از تعلق خاطر به محبوب و درگیری در زنجیرهای عشق اشاره میکند و بروز آتش و شوق را در دل خود میبیند. در نهایت، او از خود میپرسد که آیا این رنجها و اندوهها واقعاً به چیزی تعلق دارند و بار دیگر به ابدیت این تجربیات اشاره میکند.
فراقت ریختن خون مرا رها نمیکند و سر کویت، از لافزنان کم نمیشود.
سگ آستانت باشم یا نباشم، سخن از خال هندویت کوتاه نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی یا نخواهی، عشق تو باعث میشود که دلباختگان و علاقهمندان به تو از عشق تو دور نشوند و از میدان عشق خارج نروند.
جانم از چنگک زلفت آویخته شد؛ آخر، صید از سرنگون شدن چارهای ندارد.
هوش مصنوعی: دل به یاد زیبایی تو نمیتواند از هشت باغ (جایی که زیباست و شاداب) جدا شود و همچنین از چهار دیوار بدن نیز نمیتواند رها شود. این بدان معناست که عشق و محبت به تو چنان در وجود او جاری است که نمیتواند از زیباییها و حتی از جسم خود جدا شود.
هوش مصنوعی: چرا به پیوند نگاه من به تو نیاز دارم، وقتی که شمع بهشتی در دستان من نمیماند؟
از خون چو من آدم خاکیی، پا بردار؛ که هجران خود، از کار من حسته است.
اگر بیشهٔ روزگار آتش بگیرد، مرغی چون من، از سیخ [کباب] بی بهره نخواهد ماند. (آتش که برپا شود، خشک و تر با هم میسوزند)
هوش مصنوعی: غم دل را نخور، چرا که دل تو هم غم تو را ندارد و از روزی خودش چیزی نمیماند.
هوش مصنوعی: به فکر کسی که به نام خاقانی خونریزی میکند، نباش؛ زیرا ایام و دوستان از این زندگی زودگذران نخواهند ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.