گنجور

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

با من چو زمانه تیر در شست گرفت

از بالا بخت من ره پست گرفت

از غفلت چون فلک مرا مست گرفت

جای ملک الموت مرا دست گرفت

انوری

آن بت که دلم به زلف چون شست گرفت

عالم به خمار نرگس مست گرفت

بس دل که کنون به قهر در پای آورد

زین تیشه که آن نگار بردست گرفت

مهستی گنجوی

ترکی که جهان به نرگس مست گرفت

بیچاره دلم به زلف چون شست گرفت

در دست گرفت باز، تا جان شکَرَد

وین طرفه ببین که باز در دست گرفت

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه