گنجور

 
 
غزل – کتابخانه و آموزش شعر فارسی
ابوسعید ابوالخیر

از گل طبقی نهاده کین روی منست

وز شب گرهی فگنده کین موی منست

صد نافه به باد داده کین بوی منست

وآتش به جهان درزده کین خوی منست

نظیری نیشابوری

بی چیزی احتیاج از کوی منست

لب تشنگی نیاز از جوی منست

نازکترم از مزاج گل ساخته عشق

بیگانگی آفریده خوی منست

طالب آملی

کویند رخ گل مبین کاین روی منست

مشکن زلف بنفشه کین موی منست

یعنی زجهان برون رو، ای تیز مشام

کین چار چمن قلمرو بوی منست

مشتاق اصفهانی

پرورده بنفشه‌ای که این موی منست

آورده شمیم جان که این بوی منست

آراسته جنتی که این روی منست

افروخته دوزخی که این خوی منست

قاآنی

آراسته جنتی که این روی منست

افروخته دوزخی که این خوی منست

شمشیر جهانسوز بهادر شه را

دزدیده که این کمان ابروی منست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه