بی چیزی احتیاج از کوی منست
لب تشنگی نیاز از جوی منست
نازکترم از مزاج گل ساخته عشق
بیگانگی آفریده خوی منست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بی چیزی احتیاج از کوی منست
لب تشنگی نیاز از جوی منست
نازکترم از مزاج گل ساخته عشق
بیگانگی آفریده خوی منست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس نیاز و تشنگی روحی خود اشاره میکند. او بیان میکند که پیوندش با عشق او را نازک و آسیبپذیر کرده است. این در حالی است که احساس بیگانگی و دوری از دیگران، بخشی از هویتش شده است. در نهایت، او تأکید میکند که برای رفع نیازهای عاطفیاش به عشق و فضای خاصی وابسته است.
هوش مصنوعی: بینیازی از هر چیز به خاطر آن است که تنها با عشق و محبت من میتوان زنده ماند. این تشنگی و نیاز فقط از مسیر عشق من سیراب میشود.
هوش مصنوعی: من نرمتر از گل هستم و عشق، جدایی و بیگانگی را در وجود من به وجود آورده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از گل طبقی نهاده کین روی منست
وز شب گرهی فگنده کین موی منست
صد نافه به باد داده کین بوی منست
وآتش به جهان درزده کین خوی منست
این خشک گیا که زرد چون روی منست
ریزنده و جای جای جون موی منست
و ایت طاق پل شکسته و آب روان
گویی که مثال چشم و ابروی منست
کویند رخ گل مبین کاین روی منست
مشکن زلف بنفشه کین موی منست
یعنی زجهان برون رو، ای تیز مشام
کین چار چمن قلمرو بوی منست
پرورده بنفشهای که این موی منست
آورده شمیم جان که این بوی منست
آراسته جنتی که این روی منست
افروخته دوزخی که این خوی منست
آراسته جنتی که این روی منست
افروخته دوزخی که این خوی منست
شمشیر جهانسوز بهادر شه را
دزدیده که این کمان ابروی منست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.