گنجور

شمارهٔ ۷۵ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

صدرا روا مدار ز انعام خود مرا

مرحوم مانده دایم و آنرا بهانه هیچ

هر روز بامداد نهم رخ به درگهت

یک دل پر از امید وپس آنگه شبانه هیچ

چندین هزار تیر معانی ز شست طبع

کردم گشاد و نامداز آن بر نشانه هیچ

پنجاه سال خدمت این خانه کرده ام

و امروز نیست همره من جز فسانه هیچ

گر مستحقّ هیچ نیم من و آفتاب چرخ

پس نیست مستحّق عطا در زمانه هیچ

از طالعست این که من و آفتاب چرخ

مشهور عالمیم و براین آستانه هیچ

زانم همی دهی که ترا در خزانه نیست

یعنی کریم را نبود در خزانه هیچ

لایق بود ز نعمت تو هر که درجهان

اندر میان نعمت و من بر کرانه هیچ

بر منهج امید من از وعده های تو

دامیست بس شگرف و در آن دام دانه هیچ

در رستۀ قبول تو بازار من قویست

لیکن چه حاصلست چو نارم به خانه هیچ؟

شد چون دهان دلبر من وعده های تو

سرچشمۀ حیات و خود اندر میانه هیچ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.