گنجور

شمارهٔ ۳۴۷ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ز ابر چون برف سیم باریدی

گر بدی چون دل تو دریایی

باشد اومید با کفت گستاخ

هر زمان می کند تمنّایی

باز چرخ خرف دگر باره

با من از سر گرفت ایذایی

ناگهان در میان فصل ربیع

برفی آغاز کرد و سرمایی

ز استینم برون نشد دستی

ز استانم برون نشد پایی

نه ز انگشت آتشم تبشی

نه ز هیزم خلال بالایی

طمع خام گفت رو لختی

هیزم آخر بخواه از جایی

تا چو در مطبخ تو چیزی نیست

ما بدان می پزیم سودایی

گر سخای تو مصلحت بیند

بکند اینقدر مواسایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام