گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای کریمی که در آفاق جهان

نیست چون صیت تو عالم گردی

بحر با همّت تو بسته کفی

صبح با خاطر تو دم سردی

طرفه دردیست فراقت الحق

که دهد یاوری هر دردی

پای مردیم طمع بود ز صبر

خود کسی دید چنان نامردی

کاش چندانش درنگی بودی

که دلم شربتی از غم خوردی

غم هجران تو با من زین بار

بیش از ین پیشترم آزردی

نه بر آن گونه بیازرد مرا

که ازین پیشترم آزردی

آنچنان گرد برآوردم از من

که ز من نیز نخیزد گردی

بودی از شوق گران بار ار نی

باد خود سوی توام آوردی

از پی وصل چنان هجر چنین!

آری بی خار نباشد وردی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.