گنجور

شمارهٔ ۳۱۷ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای کریمی که در آفاق جهان

نیست چون صیت تو عالم گردی

بحر با همّت تو بسته کفی

صبح با خاطر تو دم سردی

طرفه دردیست فراقت الحق

که دهد یاوری هر دردی

پای مردیم طمع بود ز صبر

خود کسی دید چنان نامردی

کاش چندانش درنگی بودی

که دلم شربتی از غم خوردی

غم هجران تو با من زین بار

بیش از ین پیشترم آزردی

نه بر آن گونه بیازرد مرا

که ازین پیشترم آزردی

آنچنان گرد برآوردم از من

که ز من نیز نخیزد گردی

بودی از شوق گران بار ار نی

باد خود سوی توام آوردی

از پی وصل چنان هجر چنین!

آری بی خار نباشد وردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام