گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای که بر خدمت تو کردم وقف

هم نهان خود و هم پیدا را

چرخ را یک حرکت در همه عمر

بر خلاف تو نباشد یارا

نیست معلوم همانا بر وجه

حال من خاطر مولانا را

چشم دارم که کنی گوش کرم

سوی خادم شرف اصغا را

مدّتی رفت چو دستار دراز

که تو یک جبّه ندادی ما را

کرمت چون همگانرا تشریف

داد هم جاهل و دانا را

ای عجب می بتوانی دیدن

در چنین جامه چو من برنا را؟

زانکه هر هفته مرا این کارست

که مطّرا کنم این کالا را

مبلغی سیم به من بر جمعست

هم مطرّایی و هم رفّا را

بس که می شویم و می کوبم باز

جبّۀ خویشتن و دستا را

ریزه ریزه شدی از زخم کدین

پوششم گرنبدی جز خارا

وگر این حرمان کاریست که خاص

اوفتادست من تنها را

سیم شونده و کوبنده بده

تا ز سر باز کنم اینها را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.