گنجور

شمارهٔ ۲۸۰ - وله ایضاً

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای ز تو کار همه کس بر مراد

تا کی آخر کار ما باشد چنین ؟

خود روا داری تو از روی کرم

کین دعا گو بی نوا باشد چنین

من نگویم هیچ و تو باشی خموش

کار ما پس دایما باشد چنین

چون نباشد روی دخلی وانگهم

خرج خلقی در قفا باشد چنین

پس گدایی کردنم لازم شود

از تو پرسم سرورا باشد چنین؟

هم تو اهل جود و هم من اهل فضل

پس میان ما چرا باشد چنین ؟

نان من بروام و خدمت بر دوام

رسم و آیین کجا باشد چنین؟

من چنین محروم و هر بی حاصلی

از تو در نعمت ، سزا باشد چنین ؟

چون جز از تو کس نخواهد کر دراست

کار من، گر سالها باشد چنین

گر ازین بهتر همی باید بکن

ورچنین نیکست تا باشد چنین

با چو تو مخدوم حال چون منی

هم تو فتوی ده روا باشد چنین؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام