گنجور

شمارهٔ ۱۷۶ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

سرورا عرضها نمی باید

که به دست سخن بسوده شود

شعر آیینه ییست کاندر وی

صورت حالها نموده شود

هر کجا تخم مردمی کارند

خوشۀ شکر از آن دروده شود

زنگ این ننگ از صحیفه نام

نه همانا که خود ز دوده شود

هر که از شاعران طمع دارد

به کدامین زبان ستوده شود؟

بس که نا گفتنی شود گفته

هر کجا این سخن شنوده شود

هیچ عاقل به خویش نپسندد

هر چه از مال ما ربوده شود

هست نقصان عرض و وصمت جاه

مال کز سیم ما فزوده شود

زشت نبود که آن که کان دارد

به گدایی به خاک توده شود

چه گشاید ترا از آن صندوق

که به حرف هجا گشوده شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام