گنجور

شمارهٔ ۱۴۳ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

رمضانست همین دهن دربند

در دوزخ به خویشتن در بند

بهر دفع زبانی دوزخ

این زبان دروغ زن در بند

روزکی چند با خدا پرداز

در دکّان اهر من در بند

جز به ذکر و دعا دهن مگشای

ورنه هرزه مدارتن در بند

نبود آدمی، ستور بود

که کند رایضش دهن در بند

روزه دار آن بود که شرع کند

حسّ و وهم و خیالش اندر بند

رسنی محکمست قرآنت

خویشتن رابدان رسن در بند

بوی مشکت گر آرزوست نخست

به هوا راه دم زدن در بند

چون رسد کاروان غیبت و فحش

در دروازۀ سخن در بند

پس بخار دهان بجای بخور

بگریبان پیرهن در بند

این بجا آر، ور چنین نبود

از نصیحت زبان من در بند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام