گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

رمضانست همین دهن دربند

در دوزخ به خویشتن در بند

بهر دفع زبانی دوزخ

این زبان دروغ زن در بند

روزکی چند با خدا پرداز

در دکّان اهر من در بند

جز به ذکر و دعا دهن مگشای

ورنه هرزه مدارتن در بند

نبود آدمی، ستور بود

که کند رایضش دهن در بند

روزه دار آن بود که شرع کند

حسّ و وهم و خیالش اندر بند

رسنی محکمست قرآنت

خویشتن رابدان رسن در بند

بوی مشکت گر آرزوست نخست

به هوا راه دم زدن در بند

چون رسد کاروان غیبت و فحش

در دروازۀ سخن در بند

پس بخار دهان بجای بخور

بگریبان پیرهن در بند

این بجا آر، ور چنین نبود

از نصیحت زبان من در بند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.