گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

کسی که او نظر عقل در زمانه کند

چنان سزد که همه کار عاقلانه کند

بر آنچه خاطر موری ازو بیازارد

اگر خود آب حیاتست از آن کرانه کند

قناعتست و مروّت نشان آزادی

نخست خانة دل وقف این دو گانه کند

بنیک و بد بسر آید جهان، همان بهتر

که زندگانی با طبع شادمانه کند

زبان ز گفتن و ناگفتنی نگه دارد

که شمع، هتی خود در ر زبانه کند

درین رای که آغاز و آخرش عدمست

بخلق خوش طلب عمر جاودانه کند

زمانه را نشناسی که چیست عادت او

روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟

بنقذ، حوش خور و خوش باش و نام نیک اندوز

که عاقل از پی یک عیش صد بهانه کند

اگر چه عالم فانی نیریزد آن که ازو

برای تیر نظر عاقلی نشانه کند

ز گوشه یی بهمه حال ناگزیر بود

که تا وظایف طاعات از آن روانه کند

کسی که صحبت امن و کفایتی دارد

سعادت ابدب را طلب چرا نکند؟

سرای خویشتن ار آدمی وطن سازد

ز شاخ سدره و طوبیش آستانه کند

اگر چه کار عمارت طریق دانش نیست

علی الخصوص کسی کاندرین زمانه مند

بود هر آینه نزدیک عاقلان معذور

کسی که از پی مسکن اساس خانه کند

که مرغ اگر چه توکّل کند به دانه و آب

بدست خود ز برای خود آشیانه کند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: سیاوش جعفری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

تیموری در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۲ نوشته:

همین شعر دقیقا به عنوان قصیده شماره 20 سعدی درج گردیده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.