گنجور

شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

کسی که او نظر عقل در زمانه کند

چنان سزد که همه کار عاقلانه کند

بر آنچه خاطر موری ازو بیازارد

اگر خود آب حیاتست از آن کرانه کند

قناعتست و مروّت نشان آزادی

نخست خانة دل وقف این دو گانه کند

بنیک و بد بسر آید جهان، همان بهتر

که زندگانی با طبع شادمانه کند

زبان ز گفتن و ناگفتنی نگه دارد

که شمع، هتی خود در ر زبانه کند

درین رای که آغاز و آخرش عدمست

بخلق خوش طلب عمر جاودانه کند

زمانه را نشناسی که چیست عادت او

روا بود که کسی تکیه بر زمانه کند؟

بنقذ، حوش خور و خوش باش و نام نیک اندوز

که عاقل از پی یک عیش صد بهانه کند

اگر چه عالم فانی نیریزد آن که ازو

برای تیر نظر عاقلی نشانه کند

ز گوشه یی بهمه حال ناگزیر بود

که تا وظایف طاعات از آن روانه کند

کسی که صحبت امن و کفایتی دارد

سعادت ابدب را طلب چرا نکند؟

سرای خویشتن ار آدمی وطن سازد

ز شاخ سدره و طوبیش آستانه کند

اگر چه کار عمارت طریق دانش نیست

علی الخصوص کسی کاندرین زمانه مند

بود هر آینه نزدیک عاقلان معذور

کسی که از پی مسکن اساس خانه کند

که مرغ اگر چه توکّل کند به دانه و آب

بدست خود ز برای خود آشیانه کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام