گنجور

شمارهٔ ۱۲۲ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

دانی که طمع چه گفت با من؟

بشنو که ز لطف و ظرف باشد

با خواجه اگر تو برف اوّل

بر کار کنی شگرف باشد

تا تتماجی کنیم ترتیب

چون روغن و آرد و ترف باشد

گفتم که نیاورم این که ترسم

کان موجب جور و حرف باشد

لیکن بفرستم ار تو خواهی

شعری که به جای برف باشد

مقصود به هر چه حاصل آید

از مرد کریم حرف باشد

ای آنکه به چشم فکر غوّاص

بحر کرم تو ژرف باشد

این شعر مرا به برف برگیر

پیداست که خود چه صرف باشد

لطفی کن و هر چه میفرستی

باید که سه چار ظرف باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام