گنجور

شمارهٔ ۶۹

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

نام تو بر زبان من باشد

شکر اندر دهان من باشد

ای خوشا زندگی که من دارم

اگر آن لعل جان من باشد

ندهم بوسه جز که بر لب خویش

گر دهان تو زان من باشد

عاشق زلف و فتنۀ رویت

هر که باشد بسان من باشد

آنکه گوش فلک کند سوراخ

حلقهای فغان من باشد

و آنکه تا جاودان بخواهد ماند

در جهان داستان من باشد

گفتم: آن دل که از منش داری

گر نباشد زیان من باشد

گفت: جایی نمی رود دل تو

ور رود در ضمان من باشد

در سر آستینت ار نبود

بر در آستان من باشد

خانگی دوش با دلم می گفت

غم که از دوستان من باشد

که مرا وصل گفت: باز مگرد

از فلان تا نشان من باشد

غزلکهای این چنین موزمون

بیشتر در قبان من باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام