گنجور

شمارهٔ ۳۳

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

ای مرا کرده مشوّش زلفت

وی ز گل ساخته مفرش زلفت

تا که در خسته دل ما پیوست

نیست خالی ز کشاکش زلفت

شد ز بیماری چشمت آگاه

هست از آن روی بر آتش زلفت

روز خوش را دل من شب خوش کرد

تا که او راست شب خوش زلفت

نور خورشید نهان شد چو فکند

سایه یی بر رخ مه وش زلفت

آن چه خطّست که گویی که بمشک

سیم را کرد منقش زلفت

گفتم ان زلف بگیرم یک شب

گشت از اندیشه مشوّش زلفت

گرز حال دل من می پرسی

آنک آنک سوی خودکشی زلفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام