گنجور

شمارهٔ ۱۶۰

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

بازم لباس صبر بصد پاره کرده یی

بازم ز کوی عافیت آواره کرده یی

ترسم خجل شوی اگرت آورم بروی

آن جورها که بر من بیچاره کرده یی

هرچ آسمان بخنجر مرّیخ می کند

تو در زمین بغمزۀ خون خواره کرده یی

خود با دل تو لابۀ ما سودمند نیست

گویی بر غم ما دلی از خاره کرده یی

گویند رستخیز بهم برزند جهان

این بازیی ات خود که تو صدباره کرده یی

کو داد و داوری ؟ که کنم بر تو من درست

تا بی سبب چرا دل من پاره کرده یی

گفتی که رایگان غم من می خوری نه بس

الحق تو این شگرفی همواره کرده یی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام