گنجور

شمارهٔ ۱۴۳

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

نخستم دل بدام اندر کشیدی

پس انگاهم قلم بر سر کشیدی

بدست عشق رخت صبر من پاک

ز کوی عافیت بر در کشیدی

چو گفتم یک نظر در کار من کن

ز غمزۀ در رخم خنجر کشیدی

بقصد جان چون من ناتوانی

ز روم و هند و چین لشکر کشیدی

ز اشک اهل من بر چهرۀ زرد

معصفر بر کنار زر کشیدی

چو بد در دفتر عشّاق نامم

بیک ره خط بر آن دفتر کشیدی

دل مسکین بزنهار تو آمد

شدی زنجیر زلفش در کشیدی

پراکنده همه غمهای عالم

ز بهر من بیکدیگر کشیدی

اگر چه آستین بر من فشاندی

وگر چه دامن از من در کشیدی

نخواهد شد ز یارم آنکه با من

شبی تا صبحدم ساغر کشیدی

ترا من چون کله بر سر نشاندم

مرا تو چون قبا در بر کشیدی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.