گنجور

شمارهٔ ۱۲۹

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

نگارا چند ازین پیمان شکستن

ز پیشانی دل سندان شکستن

کمان ابروان در هم کشیدن

وزو در جان من پیکان شکستن

سر زلف تو ان نا تندرستت

که باشد عادتش پیمان شکستن

لبت را رسم باشد گاه خنده

گهر را کار در دندان شکستن

شکر را عیش شیرین تلخ کردن

قدح را خنده اندر جان شکستن

دهانت راست عادت وقت گفتار

زشکّر پستۀ خندان شکستن

دلم زندان غم گشتست و این راست

همیشه عادت زندان شکستن؟

چه مردی باشد اندر عهد بستن

بدشواری و پس آسان شکستن؟

بدین سستی که پیمان تو باشد

بیک ساعت دو صد بتوان شکستن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام