گنجور

شمارهٔ ۱۰۰

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

مخور ای دل غم بسیار مخور

ور خوری جز غم دلدار مخور

نه غم یار عزیزست؟ آن نیز

اگرت هست نگهدار مخور

یار تیمار تو چون می نخورد

پس تو بی فایده تیمار مخور

خه! چنین خواهمتف، احسنت،ای یار

غم من اندک و بسیار مخور

من ز عشق تو زیم یا میرم

تو خود البّته غم کار مخور

پشت من بشکن و پیمان مشکن

خون من می خور وز نهار مخور

چشم تو دوش لبت را می گفت

با فلان باده دگر باره مخور

لب تو گفت بدو خیز بخسب

تو که مستی غم هشیار مخور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام