برآمد بنیکوتر اختر شکوفه
جهان کرد ناگه منوّر شکوفه
زشاخ درختان چنان می درخشد
که پروین زبرج دو پیکر شکوفه
زنجم و شجر می دهد یاد ما را
چو بر شاخ گردد مصوّر شکوفه
سپیده دم مستطیرست گویی
دمیده بر اطراف خاور شکوفه
طرب زای شد باغ تا گشت طالع
یکی زهره تا بنده از هر شکوفه
برآمد بیکبار چون صبح و دردم
فرو رفت یک یک چو اختر شکوفه
گهی ثابت و گاه سیّار باشد
که همچون ستاره ست از هر شکوفه
باوّل چو پروین بود جمع و آخر
پراکنده چون نعش دختر شکوفه
قیامت برآمد زبستان و آنک
پرنده چو نامه بنحشر شکوفه
همانا که باشد زهول قیامت
که می پیر زاید زمادر شکوفه
ستاره چنان ریزد از چرخ فردا
که امروز از شاخ اخضر شکوفه
زتابوت ، مدفون ، چنان حشر گردد
که از چوب بیرون کند سر شکوفه
درخت اندر آن مه فرو خورد برفی
درین ماه کردش سراسر شکوفه
نخست ارچه در سر گرفتست بادی
زمال و جمال مزوّر شکوفه
از آن باد باشد که در خاک ریزد
بیک طرفة العین و کمتر شکوفه
چو داند که مرجع بخاکست او را
چرا خیره خندد بخود بر شکوفه؟
چرا پیرویّ هوا کرد در دل
بدین مایه عمر محقّر شکوفه
چه سود آن همه بالش نقره او را ؟
چو میسازد از خاک بستر شکوفه
زباد هوا سیم جمع آورد پس
دهد هم بباد هوا بر شکوفه
زند چابک از شاخ هردم معلّق
سوی آب گردد شناور شکوفه
همی ریزد از باد در خاک همچون
ز تحسیر پرّ کبوتر شکوفه
تو گویی که از بیضه طوطی برآمد
چو از برگ پیدا کند پر شکوفه
عشور ورقهای باغست و بستان
نه پرگار دیده نه مسطر شکوفه
چو روی فلک کرد پشت زمین را
برخسارۀ خود مجدّر شکوفه
ز مسواک دیدی که دندان برآید ؟
بیا بر سر شاخ بنگر شکوفه
چو عیسی بیکدم ببرد از درختان
صبا آن برص رنگ منکر شکوفه
چرا بر هوا میکند خیره دندان؟
اگر نیست یکبارگی خر شکوفه
چو دندان بیفتاده بودش ز پیری
فکند از دهان میوه بر در شکوفه
همی بترکد زهرۀ شاخ گویی
بترسد از آوای تندر شکوفه
عصا و کف دست موسیست با هم
درختی که او را دارد از بر شکوفه
مگر شاخ مشتق ز شیخوخت آمد؟
که ماند بشیخی معمّر شکوفه
بود پیشوای همه رستنیها
که پیرست سالار لشکر شکوفه
همه خرقه دارند ابناء بستان
ازین پیر پاکیزه منظر شکوفه
کند از سر لطف تو رستگانرا
ز دل تربیتهای در خور شکوفه
اگر نیست اندر چمن پیر پنبه
چرا زاغ را در نهد پر شکوفه
چو زالحان بلبل برقص اندر اید
بر افشاند اکمام و میزر شکوفه
چو پیران شب خیز خیزد سحرگه
بر آواز الله اکبر شکوفه
گهی بر هوا بگذرد گاه بر آب
مگر باخضر هست همبر شکوفه
گهی در خرابات و گاهی بمسجد
زهی شهرۀ نیک محضر شکوفه
نیاساید از رقص و زخرقه بازی
زهی پاکباز قلندر شکوفه
چو پیران زند بر عصا تکیه وانگه
جهد همچو طفلان ز چنبر شکوفه
عروسان بستان که بودند عریان
بپوشید شان زیر چادر شکوفه
چو مریم بدوشیزگیگشت حاصل
از آن شد بطفلی محرّر شکوفه
ازیرا چو مریم گه وضع حملش
بپای درختی نهد سر شکوفه
دم باد روح القدس بود از آن شد
به پیرانه سر بچّه آور شکوفه
چرا چون لقیطست افتاده بر ره؟
نسب نامه کرده مشجّر شکوفه
چو در زیر خود دید از لاله مجمر
فرو کرد دامن بمجمر شکوفه
دهان باز کردست و خم داده گردن
بمستی مگر کرد عبهر شکوفه
ز دخل چمن فرعی اندر وجوهش
نهادند وزان شد توانگر شکوفه
تو دیدی که طیّار خودسیم پاشید
نگه کن گرت نیست باور شکوفه
بهر پنج انگشت سازد مثلّث
ز کافور و از عود و عنبر شکوفه
بیفزود در جمع اصحاب حضرت
یکی پنبه دستار دیگر شکوفه
ز پرّیدن چشم خود فال گیرد
که ببیند رخ صدر سرور شکوفه
بفرزند مستظهرست و موی دل
نه چون دشمن خواجه ابتر شکوفه
بشد ریخته بار بی برک از اینجا
ز بیداد باد ستمگر شکوفه
کنون کاغذین جامه پوشید و آمد
بدرگاه صدر مظفّر شکوفه
امام جهانف رکن دین، آنک فرّش
همی بردماند ز اذر شکوفه
خیال کفش گر بچشم اندر آرد
چو نرگس کند از زر افسر شکوفه
شدی نامیه باصره گر کشیدی
ز خاک درش کحل اغبر شکوفه
صبا شمّه یی داشت از خاک پایش
برو سیم تر ریخت بی مر شکوفه
ز تّری الفاظ او نیست طرفه
اگر بر دهد چوب منبر شکوفه
زهی از نسیم ثنای تو گشته
چو پیراهن گل معطّر شکوفه
شود گر زند باد لطف تو بروی
چو بر شاخ و قواق جانور شکوفه
بدست ارنهالی نشانی تو گردد
صدف وار حامل بگوهر شکوفه
اگر هیبت خشم تو در دل آرد
برآید برنگ معصفر شکوفه
نهد روی در روی خورشید تابان
بپشتیّ آن رای انور شکوفه
نماید بخصم تو دندان کوشش
مگر زال زرّست صفدر شکوفه
میان بسته کلک تو بر روی کاغذ
رود همچو منج عسل بر شکوفه
کند درس مدح تو تعلیق هر شب
بر اوراق جزو مبتّر شکوفه
اگر باد پیغام کینت گزارد
شود در دل شاخ اخگر شکوفه
درم با کف راد تو همچنانست
که با جنبش باد صرصر شکوفه
ببین پیر رسوا که در عهد عدلت
گرفتست بر دست ساغر شکوفه
برون آید ار حرز مدت بخواند
از آتش بسان سمندر شکوفه
اگر ابر جود تو بر سنگ بارد
چو غنچه کند از دهان زر شکوفه
اگر بأس تو در دل مغرب آید
چو مشرق کند قرصۀ خور شکوفه
نبدهمچوخصم تو یک روی از آنست
که با خاک گردد برابر شکوفه
اگر در پناه تو آید نگردد
زباد بهاری مصادر شکوفه
زدست تو هم باد در دست دارد
زچندان درست مدوّر شکوفه
زحلم گران سنگت ار بهره یابد
بود همچو پیری موقّر شکوفه
زسر پنجه و شوخ چشمی باوّل
اگرچه نماید دلاور شکوفه
ز بادی سپر بفکند همچو خصمت
نهد روی برخاک مضطر شکوفه
بشاخ گوزن ار بمالی کفت را
برآید از او تازه و تر شکوفه
قدوم ترا گوش میداشت چون من
از آن چشم میداشت بر شکوفه
سپیدیّ چشمش سبب انتظارست
که بهر تو می کرد ایدر شکوفه
صبا از قدوم تو چون مژده داداش
بر آورد از خرّمی پر شکوفه
چوافتاد بر گرد خیل تو چشمش
نثار رهت کرد زیور شکوفه
بسجده در افتاد و از کیسه خود
بداد آنچه بودش میسّر شکوفه
بشکرانۀ آنکه شد چشم روشن
بدیدار تو بار دیگر شکوفه
اگر رنج دیدی براحت رسیدی
که چوب گره راست را در بر شکوفه
حلاوت در ضمن تلخیست مدرج
چنان چون عسل تعبیه در شکوفه
بفرّ تو کردم من این نخل بندی
زمشک و می و زرّ و جوهر شکوفه
معانیّ روشن در الفاظ جزلش
چو در طیّ اشجار مضمر شکوفه
همی گیرد انگشت اغصان بدندان
ازین نکته های مخمّر شکوفه
بدان تا کند نخست این قصیده
بزد مهره اوراق دفتر شکوفه
فروزنده الفاظ و پاکیزه معنی
چوسیراب گشته زکوثر شکوفه
اگر بلبل اندر چمن این بخواند
ببخشد لباس مشهّر شکوفه
چو طافح شود از شراب سخایت
کند همچو صبح از دهان زرشکوفه
تویی دوحۀ فضل و خواجه نظامت
برین دوحۀ سایه گستر شکوفه
همت قرّة العین و هم میوۀ دل
نباشد ازین خوش لقاتر شکوفه
بنامیزد! آن روی و بالا نگه کن
چنان کز فراز صنوبر شکوفه
دهد لفظ شیرین او قوّت دل
چو پرورده در شهد و شکّر شکوفه
همه آرزوی دل از وی بیایی
که خود میوه ها راست مصدر شکوفه
مربّی فضلست در بدو طفلی
بطفلی بود میوه پرور شکوفه
کنون بهر من بینوا برگ آن کن
که بینم بری زین مکرّر شکوفه
همی تا که بر چار سوی چمنها
نهد دیده بر راه نوبر شکوفه
درخت از شکوفه برومند بادا
بکام دل از شاخ برخور شکوفه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و شکوفایی درختان و گلها و تأثیر آن بر روح و دل انسانها است. شاعر با توصیف شکوفهها و درختان، احساساتی چون شادی، طراوت و امید را به تصویر میکشد. او به زیبایی طبیعت، تاثیرات عشق و عشق ورزی در دل انسانها و همچنین برکات و نعمتهای الهی اشاره میکند. در ضمن، به مفهوم گذر زمان و تحولات زندگی نیز پرداخته میشود. شکوفهها نماد زندگی، جوانی و زیبایی هستند که میتوانند جان تازهای به انسانها ببخشند. در کل، شعر پیامآور پیوند عمیق انسان با طبیعت و زیباییهای آن است.
هوش مصنوعی: یک ستاره زیبا جلوهگر شد و ناگهان جهان را روشن کرد، مانند شکوفهای که در بهار ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: شاخههای درختان به قدری روشن و درخشان هستند که همچون ستاره پروین در آسمان میدرخشند و زیبایی شکوفهها را نمایان میکنند.
هوش مصنوعی: با پژمردگی و درختی که به یاد ماست، وقتی شکوفههایش بر شاخه ظاهر میشوند، ما را یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: سپیدهدم به شدت درخشان و روشن است، انگار که گلها و شکوفهها در اطراف شرق به زیبایی پخش شدهاند.
هوش مصنوعی: باغ به شوق و شادی پر شده است زیرا که یکی از ستارهها به زمین آمده و بندگان از هر شکوفهای لذت میبرند.
هوش مصنوعی: به ناگهان همانطور که صبح سر میزند، درد من نیز فروکش کرد، به تدریج مانند ستارههایی که در باغ شکوفهها ظاهر میشوند.
هوش مصنوعی: گاهی ایستاده و گاهی در حال حرکت است، مثل ستارهای که از هر شکوفهای میدرخشد.
هوش مصنوعی: در آغاز، مانند ستارههای پروین، همه چیز به شکل منسجم و زیبا است، اما در انتها، به شکلی نامنظم و پراکنده مانند جسدی که به گلها تعلق دارد، به هم میریزد.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، بهار به دنیای دیگر آمد و پرندهای مانند نامهای که در حال جمعآوری شکوفههاست، به پرواز درآمد.
هوش مصنوعی: حتماً در روز قیامت، آنچه که از آن به عنوان زهر و تلخی یاد میشود، به وجود خواهد آمد. در این روز، ممکن است فردی پیرهای پیدا شود که به خاطر عشق و محبت به زندگیای تازه و شکوفهای جدید فرزند به دنیا آورد.
هوش مصنوعی: ستارهها چنان کمفروغ میشوند که مانند شکوفههای تازه بر روی شاخسارههای سبز، امروز درخشان هستند.
هوش مصنوعی: از تابوت و قبر، بهگونهای برخیزد که سر شکوفهای از چوب بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: درخت در آن مه، برفی را پذیرفت که در این ماه، تمام شاخههایش را پر از شکوفه کرده است.
هوش مصنوعی: نخستین چیزی که در دل انسان بادهای ناپایدار زیبایی و جوانی را به وجود میآورد، همان شکوفههای فریبی است که از آن ویژگیها سر برمیآورد.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که گاهی اوقات یک باد به قدری تند و ناگهانی میوزد که باعث میشود گلها و شکوفهها به سرعت از درختان بریزد. به عبارت دیگر، اشاره دارد به زودگذری و آسیبپذیری زیبایی و رخدادهای طبیعی که ممکن است به راحتی تحت تأثیر شرایط قرار گیرند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی بداند که در نهایت به خاک تبدیل خواهد شد، چرا باید به خود بر شکوفهها بخندد و خیره بماند؟
هوش مصنوعی: چرا به خواستههای نفسانی خود تمایل پیدا کرد و موجب شد که زندگیاش به اندازه یک شکوفه بیارزش شود؟
هوش مصنوعی: چه فایده دارد که او بالشی از نقره داشته باشد؟ وقتی که از خاک، بسترش را با گل blooms میسازد.
هوش مصنوعی: این بیت به این موضوع اشاره دارد که باد، گلهای درختان را جمعآوری میکند و سپس دوباره آنها را به هوا میفرستد. به عبارتی، باد نقش مهمی در جابجایی و توزیع گلها دارد. این روند میتواند نشانهای از چرخه طبیعی زندگی و تأثیر عناصر طبیعی بر روی طبیعت باشد.
هوش مصنوعی: شاخهای پر جنب و جوش هر لحظه به سمت آب کشیده میشود و شکوفهها به آرامی روی سطح آب شناور میشوند.
هوش مصنوعی: باد در خاک میوزد و گلبرگها گویی به مانند پر کبوتران آزاد در حال ریزش هستند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که به شکوفهدار شدن یک پر اشاره دارد و احساساتی از زیبایی و نشاط را منتقل میکند. گویا از چیزی زیبا و رنگارنگ (مانند پر طوطی) به وجود آمده و مانند برگ جوانی در بهار، تازه و دلنشین است. این تصویر به ما میگوید که زندگی همواره نویدبخش خلاقت و زیبایی است.
هوش مصنوعی: عاشق بعضی از زیباییهای زندگی است و باغ و بستان نمادی از آن زیباییهاست. در اینجا به جای ابزارهای اندازهگیری، عشق و احساسات درونی وجود دارد که جاذبههای زندگی را میسازند. شکوفهها به مثابه لحظات شاد و زیبای زندگی هستند، که در این فضا به نمایش گذاشته میشوند.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید به آسمان تابیده و زمین را با نور خود روشن میکند، گلها و شکوفهها مانند زینتی بر روی آن ظاهر میشوند.
هوش مصنوعی: آیا مشاهده کردهای که با مسواک زدن دندانها تمیز و سالم میشوند؟ حالا بیا و به شاخ درخت نگاه کن که چطور شکوفهها در آن به بار میآیند.
هوش مصنوعی: چنان که عیسی ناگهان، از درختان صبحگاهی، شکوفههای برفی رنگ منکر را برمیدارد.
هوش مصنوعی: چرا دندانها به سمت آسمان چنگ میزنند؟ اگر خرخرهای نیست که در یک لحظه شکوفه بدهد.
هوش مصنوعی: وقتی دندانهایش به خاطر کهنسالی افتاد، میوه از دهانش به زمین ریخت و شکوفهها از درختان جوانه زدند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شکوفهها از صدای رعد و برق میترسند و به همین دلیل از شاخه میافتند و میریزند.
هوش مصنوعی: عصا و دست موسی با هم درختی را دارند که در حال شکوفه دادن است.
هوش مصنوعی: آیا میشود که جوانی از پیری برآید و در عین حال ماندگاری و پختگی او مانند یک درخت مسن و شکوفهدار باشد؟
هوش مصنوعی: در میان تمامی گیاهان، او پیشوای همه است و مانند سالار لشکر گلها عمل میکند.
هوش مصنوعی: همهی جوانان باغ از این پیر باصفا و خوشچهره، لباسهای خاص خود را دارند.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف تو، رستگاران را از دل به گونهای تربیت میکنی که شایسته شکوفایی باشند.
هوش مصنوعی: اگر در باغ پیر و شکستهای چیزی وجود نداشته باشد، پس چرا زاغ بر روی درختان پر از شکوفه نشسته است؟
هوش مصنوعی: وقتی بلبل از لحن زیبا سر میدهد و شروع به رقص میکند، گلها و شکوفهها را به زیبایی پراکنده میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که پیران شب به صبح میرسند و بیدار میشوند، صدای الله اکبر به گوش میرسد و در دل روز نو شکوفههایی میروید.
هوش مصنوعی: گاه بر فراز آسمان میگذرد و گاه بر روی آب، اما آیا با خضر همسفر است یا نه، این درخت شکوفهدار نشان از چه چیزی دارد؟
هوش مصنوعی: گاهی در مکانهای پرسر و صدا و گاهی در عبادتگاهها، تویی که مشهور به نیکی و مهربانی هستی.
هوش مصنوعی: از رقص و نشانههای ظاهری خودداری نکنید، زیرا ای پاکباز، آن روز شکوفا و زنده است.
هوش مصنوعی: وقتی که افراد سالخورده بر عصای خود تکیه میزنند و سپس سعی میکنند مانند بچهها از دایرهٔ زیبایی و شادی لذت ببرند.
هوش مصنوعی: عروسان باغ که بدون لباس بودند، زیر چادر گلها را بپوشانید.
هوش مصنوعی: چون مریم با پاکی و عفت خود به مقام والایی رسید، حاصل آن، به دنیا آمدن کودک ستوده و مقدس بود.
هوش مصنوعی: چون مریم در زمان زایمانش سر به درختی میگذارد، گلهایی بر آن میروید.
هوش مصنوعی: باد بهعنوان نشانهای از روحالقدس به شمار میآید و از همین رو در سن پیری، فرد قادر به آوردن و شکوفه دادن به فرزندانی جدید است.
هوش مصنوعی: چرا مثل بچهی یتیمی که در خیابان افتاده، به دنبال نسب و ریشهی خود میگردد؟ در حالی که او تنهاش شبیه درختی پر از شکوفه است.
هوش مصنوعی: وقتی به زیر پای خود نگاه کرد و لالهای را در خاک مشاهده کرد، دامنش را بر روی خاک گذاشت و شکوفهای نمایان شد.
هوش مصنوعی: دهانش را باز کرده و گردنش را به نشانهی مستی خم کرده، گویی که شکر دارد از گلهای شکوفهدار.
هوش مصنوعی: از درآمد باغ، میان گلها چیزی قرار دادند و به همین دلیل شکوفهها توانگر شدند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و شکوه پرواز پرندگان اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد توجه کند که حتی اگر سختیها و چالشها وجود داشته باشد، زیبایی و لطافت همیشه در اطراف ماست. اگر کسی این زیباییها را نبیند، ممکن است به خاطر عدم آگاهی باشد.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که برای دستیابی به زیبایی و جذابیت، باید از مواد و عناصر مختلف استفاده کرد. مانند اینکه پنج انگشت دست هر کدام نقشی دارند و در اینجا از ترکیب خوشبوهایی مانند کافور، عود و عنبر برای خلق چیزی زیبا و دلنشین سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در میان دوستان و یاران، یکی با دستمالی از پنبه و دیگری با شکوفهای آمده بود.
هوش مصنوعی: چشمانش را میگشاید تا ببیند چهره زیبای عشق و صفا را.
هوش مصنوعی: فرزند به پشتیبانی و نیرو نیاز دارد و موهای دل، به اندازهای خوب نیست که مانند دشمنی، ارباب را ناتمام و بیثمر جلوه دهد.
هوش مصنوعی: از اینجا باران بیرحم و ستمگرانه ریخته شد و آسمان به خاطر ظلم و ستمی که وجود دارد، دیگر شکوفهای به خود نمیبیند.
هوش مصنوعی: اکنون او لباس کاغذی به تن کرده و به سوی مقام والای مظفّر، همچون شکوفهای، آمده است.
هوش مصنوعی: امام جهان، ستون دین است و او همچون درختی است که شکوفههایش میوه میدهد و ما را از تاریکی نجات میدهد.
هوش مصنوعی: اگر خیال زیبای کفش به چشم بیفتد، مانند نرگسی میشود که از زر و طلا به عنوان زینت خود استفاده کند و شکوفه بزند.
هوش مصنوعی: اگر با چشم بصیرت نگاهی عمیق به وجود خود بیندازی و از خاک و دنیای مادی عبور کنی، میتوانی به زیباییها و حقیقتهای زندگی دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: باد گلی از خاک پای او برداشت و بر سیمای او افشانید، بی آنکه نمایان شود.
هوش مصنوعی: اگر الفاظ او تر و تازه باشد، شگفتی ندارد که بر منبر، مانند شکوفه، جوانه بزند.
هوش مصنوعی: نسیم خوشبوی تو مانند پیراهنی معطر، روح را خوشبو کرده است.
هوش مصنوعی: اگر باد لطف تو بر صورت من بوزد، مانند شکوفهای که بر شاخه درخت جانور نشسته است، من نیز سرشار از زندگی و زیبایی میشوم.
هوش مصنوعی: به جای اینکه نشانی از تو در دست نیافت، همچون صدفی که گوهر شکوفه را در خود دارد، نگهدارنده زیبایی باش.
هوش مصنوعی: اگر خشم تو در دل کسی به وجود بیاید، مانند شکوفهای خواهد بود که بر روی درختانی با رنگی زیبا شکوفا میشود.
هوش مصنوعی: در برابر نور درخشان خورشید قرار میگیرد و از آن شکوفهای زیبا و روشن پشتیبانی میکند.
هوش مصنوعی: کینهتوزی برای تو دندانهای کینه را به نمایش میگذارد، مگر اینکه زال، اسطورهی شجاعت و رزم، به مانند شکوفهای زیبا ظاهر شود.
هوش مصنوعی: در وسط کاغذ، قلم تو مانند عسل بر روی شکوفه میریزد.
هوش مصنوعی: شعر در توصیف زیبایی و شکوفایی تو به گونهای بیان میشود که هر شب بر صفحات دلنوشتهها جلوهگری میکند و به نوعی حسرتی از درخت شکوفهدار را در دل مینشاند.
هوش مصنوعی: اگر بادی پیغام دلتنگیات را به من برساند، مانند شکوفهای بر روی درختی پر از آتش، در قلب من خواهد نشسته.
هوش مصنوعی: در دستان تو، ثروت من مانند گلهای درخت در اثر وزش تندباد، در حال شکوفا شدن است.
هوش مصنوعی: ببین که پیر فاسد به دوران عدالت، گلهای شکوفه را در دستش گرفته است.
هوش مصنوعی: اگر مدتی از محافظت بیرون آید، مانند سمندر که به آتش بپیوندد، گل خواهد داد.
هوش مصنوعی: اگر رحمت تو مانند باران بر سنگها بریزد، همچون غنچهای خواهد بود که از دهانش طلا میافشاند.
هوش مصنوعی: اگر قدرت تو به دل مغرب برسد، مانند این است که در مشرق، خورشید میوهای میدهد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچچیزی به اندازهی وجود تو برایم مهم و ارزشمند نیست، زیرا مانند شکوفهای که با خاک برابر میشود، نمیخواهم خودم را در برابر تو کوچک یا ناچیز حس کنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی در سایه حمایت و رحمت تو قرار بگیرد، هیچ طوفانی نمیتواند او را از شکوفهها و روزهای خوب دور کند.
هوش مصنوعی: از دستان تو بادی بهراه افتاده که بهخاطر زیباییاش، مانند شکوفهای بهشکل کامل و دایرهای است.
هوش مصنوعی: اگر کسی از خواب سنگین و عمیق تو بهرهمند شود، مانند پیری با وقار و با افتخار شکوفا خواهد شد.
هوش مصنوعی: به رغم اینکه او با چشمان بازیگوشش و حرکاتش ممکن است نسبت به دیگران شجاع به نظر برسد، اما در دلش هنوز روح کودکانهای دارد و مانند یک شکوفه لطیف است.
هوش مصنوعی: مانند آنکه باد سپر را به زمین میزند، دشمن نیز تو را به حالت ناامیدی بر زمین میاندازد.
هوش مصنوعی: اگر شاخ گوزنی را بمالی، از آن تازه و شاداب شکوفهای بیرون میآید.
هوش مصنوعی: نفس تو به قدری باارزش و دلنشین است که مانند گلهای شکوفا به نگاهها توجه جلب میکند و من نیز مانند دیگران تحت تأثیر زیبایی تو هستم.
هوش مصنوعی: چشمهای سپیدش باعث میشود که منتظر بمانم، چرا که او برای تو در اینجا شکوفه آورده است.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی با آمدن تو خوشحالی و شادابی را به همراه آورد، همچنان که درختان پرشکوفه بهاری را نوید میدهند.
هوش مصنوعی: وقتی چشم او به جمع تو افتاد، دم به دم زیباییاش را به راه تو نثار کرد.
هوش مصنوعی: او در سجده افتاد و از داراییاش آنچه برایش ممکن بود، بخشید و تقدیم کرد.
هوش مصنوعی: برای شادی و شکرگزاری از اینکه دوباره به دیدار تو نائل شدم، مانند شکوفهای که دوباره در بهار زنده میشود.
هوش مصنوعی: اگر در زندگی سختی و رنجی را متحمل شوی، به راحتی به خوشی و آرامش خواهی رسید، مانند درختی که بعد از تحمل مشکلات، شکوفه و بار میدهد.
هوش مصنوعی: شیرینی در دل تلخی نهفته است، مثل عسل که در دل شکوفه قرار دارد.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو این نخل را با عطر زعفران و شراب و طلا و جواهر میآرایم.
هوش مصنوعی: معانی روشن و روشنی که در کلمات گیرا و محکم او نهفته است، مشابه شکوفههایی است که در میان درختان پنهان شدهاند.
هوش مصنوعی: شاخههای درختان به زیبایی و لطافت شکوفههای خود را به ما نشان میدهند و انگار با دندانهای خود آن نکات زیبا را میگیرند و در دل میپرورانند.
هوش مصنوعی: بدان که این قصیده با ذکر نکتهای شروع میشود که به مانند مهرهای است بر روی ورقهای دفتر شکوفه.
هوش مصنوعی: کلمات درخشان و معنای پاک و زلال مانند چشمهای است که از کوثر، شکوفهها را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: اگر بلبل در باغ شروع به خواندن کند، لباس زیبا و جذاب شکوفهها را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: وقتی که از نوشیدن شراب سرخوشی ایجاد میشود، مانند صبح که زعفران میپاشند، سخنانی خوش و زیبا بر زبان میآید.
هوش مصنوعی: تو باغی از فضایل هستی و مانند خواجهای که در آن باغ سایهای بگسترده، تو هم بر این باغ سایهای نیکو میاندازی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که محبوب و عزیز دل، که مظهر آرامش و شادی است، هرگز نمیتواند از میوههای دل و شادابی زندگی جدا باشد. زندگی و زیباییهای آن همیشه با هم در ارتباط هستند و نمیتوان یکی را بدون دیگری تصور کرد.
هوش مصنوعی: به زیبایی و با احترام به آنچه که دارد، به آن نظر کن و آن را به گونهای نگهدار که مانند شکوفهای از بالای درخت صنوبر درخشیده و توجهم را جلب کند.
هوش مصنوعی: صدا و کلام شیرین او به انسان قوت و قدرت میدهد، مانند اینکه گل و گیاهی که در عسل و شکر پرورش یافته باشد، قوی و شاداب میشود.
هوش مصنوعی: تمام آرزوهای دل از اوست، زیرا او خود منبعِ شکوفهها و میوههاست.
هوش مصنوعی: مربی در ابتدای کودکی، با پرورش دادن میوهها و شکوفهها، دانش و فضیلت را به کودک میآموزد.
هوش مصنوعی: حالا برای من، که بیچارهام، برگ آن درخت را بیفکن تا بتوانم از این گلهای مکرر لذت ببرم.
هوش مصنوعی: همانطور که چشمش را به تمامی اطراف باغ میگرداند، منتظر شکوفههای تازه است.
هوش مصنوعی: درخت به blossoming (شکوفه) خود افتخار کند و دل انسان نیز از زیبایی و شکوفایی آن شاخ بهرهمند شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عروس چمن راست زیور شکوفه
سر شاخ راهست افسر شکوفه
کنون بر (سر) شاخ فرقی ندارد
شکوفه ز زیور ز زیور شکوفه
بفصل خزان بود صفراش غالب
[...]
جهان را جوان ساخت دیگر شکوفه
جوانانه زد سال بر سر شکوفه
بسان زمرد، که در پنبه پیچی
نهان گشت صحن چمن در شکوفه
چو جوزق که از پنبه لبریز باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.