گنجور

 
 
باباافضل کاشانی

کوتاه کنم قصه که بس مشکل بود

آرندهٔ نامه هم بس مستعجل بود

پروای نوشتن بسی نیز نداشت

دستم که گهی بر سر و گر بر دل بود

شیخ بهایی

حل هر نکته که بر پیر خرد مشکل بود

آزمودیم، بیک جرعه ی می حاصل بود

طالب آملی

واعظ پسری، دوش در این منزل بود

کز حسن تکلم، نمک هر دل بود

از بسکه ملاحت از بیانش می‌جست

گوئی سخنش عصارهٔ فلفل بود

واقف لاهوری

امشب که به من غم تو هم‌منزل بود

کار من بیچاره بسی مشکل بود

هر آه که خاست بود دودی ز جگر

هر اشک که ریخت پارهٔ دل بود

علی اشتری

ما را دو هزار آرزو در دل بود

کارم همه ز آرزوی دل مشکل بود

دیدم چو بد و نیک جهان دانستم

جز عشق و شراب جمله بی حاصل بود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه