بار ناموسی نداریم از پی دل می رویم
از تهی پائی چه بی اندیشه در گل می رویم
هرگز از سرگشتگی راهی بسر ناورده ایم
مضطرب هر سو چو مرغ نیم بسمل می رویم
طالع وارون ما از بس به سستی مایلست
پا اگر بر سنگ بگذاریم در گل می رویم
چون خس و خاشاک سیلاب ایمنیم از گمرهی
پا بدوش راهبر دائم بمنزل می رویم
یاد ما میکن گهی پربار خاطر نیستیم
با همه دیر آمدنها زود از دل می رویم
نیست خاشاک وجود ما جدا از سیل غم
ما خس و خاریم، اما کم بساحل می رویم
فیض کوی میفروش این بس کز آسیب خمار
بر درش دیوانه می آئیم و عاقل می رویم
جوشن تدبیر از تن کنده و آسوده ایم
راه اگر دارد خطر ما نیز غافل می رویم
رنگ خون ما نخواهد رفت از دستش کلیم
این حنا تا هست کی از یاد قاتل می رویم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و سرنوشت نامساعد خود میپردازد. او از بیهدف بودن و سرگشتگی در مسیر زندگی سخن میگوید و احساس ناپایداری و ناامیدی را با تصاویری از گیاهان و گلها نشان میدهد. همچنین، شاعر خاطرنشان میکند که اگرچه در دل غمها و مشکلات گرفتارند، اما با این حال به حرکت خود ادامه میدهند. او تأکید میکند که نمیتواند از گذشتهٔ خود جدا شود و غمها را همراه با وجود خود میبیند. در نهایت، شاعر به رابطهاش با عشق و میخانه اشاره میکند و به رغم درد و رنج، در پی عشق و خوشی است.
هوش مصنوعی: ما از قید و بندها رهایی داریم و به دنبال دلخواه خود میرویم. بدون اینکه فکر کنیم و به مشکلات توجه کنیم، به جستجوی زیباییها میپردازیم.
هوش مصنوعی: ما هرگز نتوانستهایم از سرگشتگی و سردرگمی خود خارج شویم. در هر طرف به چپ و راست میرویم، مانند پرندهای که نیمهجان و مضطرب است و راهی برای فرار ندارد.
هوش مصنوعی: سرنوشت ما به قدری ضعیف و نامساعد است که حتی اگر پا روی سنگی بگذاریم، باز هم در گلی فرو خواهیم رفت.
هوش مصنوعی: ما مانند گیاهان و علفهای هرز در مقابل طوفان، از خطرها در امان هستیم و با راهنمایی همواره به سوی مقصد خود پیش میرویم.
هوش مصنوعی: به یاد ما باش، زیرا ما همیشه در دلهایمان جایی نداریم و هرچند دیر به یاد میآییم، به سرعت از خاطر میرویم.
هوش مصنوعی: وجود ما مانند خاشاکی است که از سیل غم جدا نیست. ما مثل خس و خار هستیم، اما با این حال به سمت ساحل میرویم.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و زیباییهای دنیای میفروشان، اینقدر تحت تأثیر قرار میگیریم که با حالتی مست و دیوانه به سراغشان میرویم، اما در نهایت با عقل و هوش برمیگردیم.
هوش مصنوعی: ما از زرهی تدبیر خود جدا شدهایم و بینگرانی پیش میرویم، حتی اگر در راه خطراتی باشد، ما بدون تفکر به جلو میرویم.
هوش مصنوعی: خونی که در ماست هرگز فراموش نمیشود و این حنایی که به دستان ما دیده میشود، نشانهای از یادآوری است. تا زمانی که این یاد در ذهن ماست، هرگز از یاد قاتل فراموش نخواهیم کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.