شمارهٔ ۸ - مثنوی توصیف کوه پیر پنچال و سختی راه و تعریف کشمیر مینو نظر
بیا ساقی بهار آمد به صد رنگ
سوی کشمیر باید کرد آهنگ
بده می تا دمی از خود برآیم
نخستین کوهسارش را ستایم
تعالی الله زهی کهسار کشمیر
که شد در سایهٔ او آسمان پیر
خصوصا پیر پنچال فلکشان
بود ماهش چراغ زیردامان
ز بس رفعت که دادش صنع ذوالمن
زند بر آتش خورشید دامن
چنان با تیغهٔ او سرفرازیست
که با مریخ در شمشیر بازیست
بود هم پله خورشید سنگش
خراشیده رخ مه را پلنگش
چو با افلاک دایم جنگ دارد
از آن با خویش تیغ و سنگ دارد
به رفعت نیست در عالم چنین کوه
فلک پروردهٔ دامان این کوه
ز رفعت سینه اش باشد فلک سا
کواکب پنبه داغ لاله اش را
فلک از تیغ او جسته کناره
شرار جسته از سنگش ستاره
به ماه نو کند از سرفرازی
همیشه تیغهٔ او تیغ بازی
چراغ لاله روشن هر کناره
زپیه و آتش ماه و ستاره
زرفعت هر سحر خورشید تابان
ببندد در تنور لاله اش نان
ز برف دایمی آن چرخ بالا
بود فیل سفیدی در نظرها
ز گردون در تنومندی زیاده
به درگاه الهی ایستاده
به سر از مهر تاج زرفشانش
سهند و ساولان از بندگانش
خضر را این کتل چون شد گذرگاه
کشیدستش خط بیزاری از راه
پرستارش بود تخت سلیمان
توانش گفت بی شک تخت یزدان
کسی از رفعت او با خبر نیست
ز اوج او تصور را خبر نیست
نمایان راه بر دامان این کوه
چو مد آه مظلومان پر اندوه
ازین ره ای خضر نتوان گذشتن
گذشتن زین ره است از جان گذشتن
به چشم رهروانش دهر تاریک
کسی چون جان برد از رنج باریک
اگر خواهد رود زین راه پرغم
نفس سوزد درین ره برق را هم
بود چون موی کاکل پیچ در پیچ
ندارد غیر دشواری دگر هیچ
ره پست و بلندش در نظرها
چو تار بخیه پنهانست و پیدا
شود این راه طی اکثر پیاده
گلش زانروست سرتاسر پیاده
بمانده چابکی حیران این راه
تکاپو از کهن لنگان این راه
بسا جلدی که در رفتن به بالا
نیفتد گر به پایین افتد از پا
بسا شوخی درین کوه به تمکین
که باشد چون شرر در خواب سنگین
مسافر را ز باریکی بسیار
ره بالا شدن نبود نمودار
کند بر رهروان این کوه تن خواه
به هر گامی بزرگیهای بی راه
سلامت تا نسیم این ره سپارد
ز لاله دیگ جوشی نذر دارد
کشیدن چون توان بار تن آسان
که مشکل باشد اینجا بردن جان
اگر چه دل ز رنجش بیقرار است
ولی از جوش گل رشک بهار است
فلک دیوانهٔ جوش بهارش
در آتش نعل مه از لاله زارش
در او هر لاله شمع گیتی افروز
بنفشه شد ز بار رنگ و بو، قوز
دل از زلف عروسش در کمند است
ز جوش لاله اش آتش بلند است
بود راهش کزو لاله عیان است
دم تیغی که دایم خون چکان است
میان لاله زار این راه پنهان
بود چون رشتهٔ تسبیح مرجان
پی تحریر توصیف گل او
قلم برداشته نرگس به هر سو
دوات لاله از صنع الهی
به یکجا کرده شنجرف و سیاهی
تنور لاله اش نه سرد و نه گرم
که سودا می پزد با آتش نرم
بود دامان این کوه به تمکین
ز گل لبریز چون دامان گلچین
ز سبزه حسن سبز او جهانگیر
بود مشهور چون سبزان کشمیر
میان لاله تیغ کوه جانکاه
نماید همچنان کاندر شفق ماه
میان لاله زار این راه دلکش
بود پر پیچ و خم مو بر آتش
بیا ساقی که از فیض پیاله
بریم از دل ملال دیر ساله
مگو ای ساقی از دشواری راه
به کشمیر آمدیم الحمدلله
تعالی الله زهی گلزار کشمیر
که در وی غنچه ای هم نیست دلگیر
درین گلشن که باد آباد جاوید
لطافت را مجسم می توان دید
طراوت چون درین گلشن وطن کرد
رطوبت گرد از خاکش برآورد
بیفشارند خاکش را چو در مشت
چکد همچون رگ ابر آب ز انگشت
چو گل از خاک سیرابش نمو کرد
کول از آب گویی سر برآورد
زمینش آنچنان با آب یار است
که چون ابر از رطوبت مایه دار است
زخاکش اندکی گیری چو در مشت
بدستت غنچه ای گردد هر انگشت
ز شرم این گلستان بی شک و ریب
شده جنت نهان در پردهٔ غیب
گرفته در بغل خاکش صفا را
وطن اینجا بود آب و هوا را
گلش چون عاشقان پاک دامان
به خون غلطیده با چاک گریبان
نماید غنچه معشوق به آزرم
که پیش افکنده سر از غایت شرم
کشیده سرو سر چون آه مجنون
به یک برجسته مصرع گشته موزون
ز موزونیش صاحب اعتبار است
به یک مصرع سخنور نامدار است
از آن بر خویشتن بالیده شمشاد
که هست از بندهایش سرو آزاد
درین گلشن چنار از سرفرازی
کند با مهر دایم دست بازی
به لاله صحبت نسرین درین باغ
بود چسان به رنگ پنبه و داغ
شده پنهان به زیر لاله ریحان
چو آه غرقه در خون اسیران
گل و نرگس ز نیکویان باغند
میان بوستان چشم و چراغند
لب هر برگ گل را در گلستان
گرفته شبنم از شوخی به دندان
نیابد بسکه انبوه است سوسن
بنفشه فرصت قد راست کردن
همیشه بلبل هنگامه پرداز
بخواند مصحف گل را به آواز
ز سیرش کام جان گردید حاصل
هوایش بیخته از پردهٔ دل
درین گلزار چون منقار بلبل
نوا پرداز شد هر غنچهٔ گل
زده زانو بنفشه پیش سوسن
چو هندو بچگان پیش برهمن
شد از بس جسته با نسرینش الفت
کباب دل نمکسود صباحت
گلش در موج سیرابی نمودار
چو در آب روان عکس رخ یار
بگوش گل بخواند با صد انداز
همیشه غنچه شعر گلشن راز
ز صوت قمریان نغمه استاد
کند رقص روانی سرو آزاد
درنی گلراز از فیض پیاله
توانم داد داد سیر لاله
زهر برگی درین خرم گلستان
توان بردن رهی بر صنع یزدان
بود از هر گلش در چشم جویا
جمال شاهد معنی هویدا
بیا ساقی ز هشیاری خرابیم
دمی با هم به سیر دل شتابیم
درین گلزار تالابی است پرنور
که بادا چشم بد از دیدنش دور
بود آبش به زیر سبزه پنهان
چو در خط آب و تاب حسن خوبان
برد بازی به بازی دل ز جمهور
که باشد آب زیر کاه مشهور
ز بس افتاده عکس گل در آبش
پری در شیشه دارد هر حبابش
بود از موج دایم بر سر شور
ز معشوق خوش ابرو چشم بد دور
چنان در سبزه موجش گشته پنهان
که زیر و سمه ابروی نکویان
در آب سبز او گلها نهان است
جمالش سبز ته گلگون از آن است
بود سبز آب صافش را از آن رنگ
که از آئینهٔ دلها برد زنگ
صدف در وی خلوت گزینان
گهر باشد سرشک پای بینان
چنان سردی در آبش کرد تأثیر
که موجش بسته یخ مانند شمشیر
بیا ساقی که فصل دی سرآمد
کول از دل سبو از خم بر آمد
بزن خود را سیه مستانه بر دل
قدح بر کف کول استاده در دل
به روی دل کول چون در نایاب
برون آورده خود را خوب از آب
زآب و تاب رشک صد بهار است
کول زارش مگو خورشید زارست
ز روی عقل و دانش دور باشد
که شمع روز را این نور باشد
عروس غنچه اش افکنده سر پیش
بود در آب محو صورت خویش
ز عکس گل فروزان در نایاب
بود یاقوت آسا در ته آب
درین تالاب از بس سر زده گل
بود مرغابی این آب بلبل
شود موجی چو از آبش نمایان
بود تحریر صوت عندلیبان
بود از زیر آبش گل نمودار
چنان کز چادر آبی رخ یار
بیا ساقی که دل را برده از راه
صفای دل خصوصا در شب ماه
ز رشک مه که زینت داده دل را
گره ها در دل افتاده کول را
در آبش عکس مه کرده تجلی
چو در آئینه عکس روی لیلی
همیشه عکس ماه از چرخ والا
فتد در دام موجش ماهی آسا
به این تالای از فیض الهی
گرفتارند از مه تا به ماهی
بود بر گرد این تالاب بستان
چو گرد چشم خوبان خیل مژگان
بیا ساقی که فصل لاله زار است
هوای سیر باغ شاله مار است
تعالی الله زهی فردوس مانند
به هر شاخش دلی چون غنچه دربند
در او عالی بنا قصری است پر نور
که بادا از لقایش چشم بد دور
به رفعت آسمان آسمانی است
خم طاقش برنگ کهکشانی است
کند چون صبح طاقش را نظاره
گریبان می کند از رشک پاره
چنان بنای صنعش رنگ بسته
که طاق ابروی خوبان شکسته
دگر از رفعت شانس چه پرسی
بلندی را نشانیده به کرسی
ز بس مالیده بر خاک درش رو
مه نور است گردآلود ابرو
به پیش این مزین قصر رنگین
بود حوضی بعینه کوثر آیین
در او افتد چو عکس قصر والا
شود کیفیت سیرش دو بالا
عیا باشد در او این قصر رنگین
چو در آئینه حسن روی شیرین
در آبش کرد سردی بسکه طوفان
بود یخ بسته موجش همچو سوهان
سخن از آبشارش چون طرازم
صباحت های عالم را گدازم
الهی تا به عالم هست کشمیر
مبادا این بنا محتاج تعمیر
بیا ساقی که فصل انبساط است
می عشرت بده باغ نشاط است
درین عالی بنا آب روانی است
که دلکش همچو عمر جاودانی است
کند فواره اش از تر زبانی
به سرو بوستان مصرع رسانی
گلش در زیر سنبل گشته پنهان
چو در خط گونهٔ گلرنگ خوبان
درختانش همه معشوق سرکش
همه پیمانهٔ لاله به سرکش
چو این گلزار باغ پادشاهی است
نشانش لاله داغ پادشاهی است
بیا ساقی خدای ما کریم است
می آنرا ده که در باغ نسیم است
نسیمش بشکفاند غنچهٔ دل
برویاند گل خورشید از گل
سفیدارش به گردون سرکشیده
درختانش جوانان رسیده
انارش از لطافت روح را قوت
نماید در نظرها درج یاقوت
ز شاه آلو بود زینت چمن را
که وصفش می کند رنگین سخن را
بسیبش گشته ام زانروی مایل
که باشد قوت روح و قوت دل
ز انگورش می عشرت به کامم
بود از وصف او شیرین کلامم
بود از بسکه شیرین اشکی او
شده از عاشقانش زردآلو
دلش از عشق اشکی گشته خسته
به رنگ عاشقان رنگش شکسته
بهش چون خواجگان شهر کشمیر
بود از شال پوشان به تدبیر
ز وصف بحرآرا تر زبانم
فصاحت بندهٔ حسن بیانم
تعالی الله زهخی جوش بهارش
طراوت سایه پرورد چنارش
چنارش بر کنار هر خیابان
نماید چون جوانان نمایان
بو هر برگش از باد بهاری
چو دست مهر گرم رعشه داری
تعالی الله ز باغ عیش آباد
غلام عرعر او سرو آزاد
جنان کی فیض عیش آباد دارد
گلش چون بلبلش فریاد دارد
چه نسبت این مکان را با جنان است
تفاوت از زمین تا آسمان است
بود فردوس عالم افضل آباد
که آنجا داد عشرت می توان داد
ز فردوس برین از نسبت دل
بود صدبار این گلزار افضل
چه گویم وصف باغ سیف آباد
کند دل را هوایش از غم، آزاد
نباشد همچو سیف آباد باغی
بود هر لاله اش روشن چراغی
بهشت جاودان باغ الهی است
که در وی باغبانی پادشاهی است
چنار او کشیده سر به کیوان
سر و سر کردهٔ بالا بلندان
فلک از هیبت شانس رمیده
زمین در سایهٔ او آرمیده
به اوجش کی تواند پی برد مهر
یکی از زیردستانش بود مهر
خوشا شهری که باغش نور باغ است
ز رشک لاله اش فردوس داغ است
توان برداشت نور اینجا به دامن
درختانش ز نسل نخل ایمن
فزاید نور چشم از خاک پاکش
نباشد توتیا هم چشم خاکش
خوشا کشمیر کو ماوای عیش است
بده می بی تکلف جای عیش است
اگر چه آب و خاکش دلپذیر است
همیشه این مکان جنت نظیر است
ولیکن زینت این باغ خندان
شد از نواب فاضل خان دو چندان
مگو نواب کشور گیر آمد
که جانی در تن کشمیر آمد
فروغ محفل اقبال و دولت
چراغ دودمان جاه و حشمت
به رفعت بارگاهش آسمان قدر
پرکاهی به راهش کهکشان قدر
پی نظم مهام این عالم پیر
ز پیر رای او پرسیده تدبیر
اگر باشد فلاطون و ارسطو
که می زیبند طفل مکتب او
گشاد کارها را دل چو بنهاد
گره از بیضهٔ فولاد بگشاد
بود آنرا که حفظش گشته مامن
چو جوهر پشت بر دیوار آهن
به بزم و رزم در قانون و دستور
نباشد همچو اویی چشم بد دور
تهی دستند بحر و کان ز جودش
قوی پشت است اقبال از وجودش
زر و گوهر ز بس بر خاک پاشید
دکان کان و دریا تخته گردید
به دورش خوشدلی از بسکه عام است
دهن ها باز از خنده چو جام است
ز خاک مقدمش کاسیر باشد
نسیم ار ذره ای بر بحر پاشد
کند تا پولکش را زر کماهی
چو موج آید به روی آب ماهی
به دستش تیغ باشد روز میدان
هلالی در کف خورشید تابان
چو بنماید به دشمن زور بازو
به خورشید است تیغش هم ترازو
بود از هیبت آن دشمن افکن
همیشه برق در کار رمیدن
ز رشکش تیغ مهر اندر تب و تاب
محیط عالمی یک قطره آب
ز وصف ابرش او خامهٔ من
به دستم همچو نبض آید به جستن
تعالی الله ز رخش باد رفتار
که زیبد گرد راهش بوی گلزار
نسیم آسا خرامش دلپسند است
زجستن جستنش آتش بلند است
کنی آئینه گر از نعل آن سم
بود چون بحر دایم در تلاطم
به هر جاده که گشته گرم رفتار
بجستن آمده چون نبض بیمار
ز بس کاندر هنرمندی است دستور
گذارش گر فتد بر تار طنبور
ز موزون جستن این برق رفتار
صدای نغمه بیرون آید از تار
ز دستش گشته آسان حل مشکل
به یک ناخن گشوده عقدهٔ دل
دم او از گره باشد نمودار
بعینه همچو مار و مهرهٔ مار
دو چشم او ز مژگان بلا جو
فکنده شاخها بر هم دو آهو
روان گاهی چو آب و گه چو باد است
ندانم مرغ یا ماهی نژاد است
همیشه خضر بادا رهنمایش
ز چشم بد نگهدارد خدایش
بیا ساقی شراب دولتم ده
به دور خان والا حشمتم ده
ز فیض مقدمش کشمیر معمور
به رنگ مردمان دیده از نور
ازو کشمیر خلد جاودانی
ازو روشن چراغ قدردانی
الهی خاطرش مسرور بادا
اجاق دشمنانش کور بادا
بیا ساقی که از فیض الهی
شدم فارغ ز فکر حسن معنی
ز جویا چون به خوبی یافت اتمام
از آن شد حسن معنی نامه را نام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای کشمیر و طبیعت دلانگیز آن پرداخته و توصیفاتی شاعرانه از گلها، کوهها و باغهای این سرزمین ارائه میدهد. شاعر به زیباییهای طبیعی، رنگارنگی و لطافت زندگی در کشمیر اشاره کرده و از می و نشاط به عنوان نماد آرامش و دلخوشی یاد میکند. همچنین، به طرز عمیقتری به فلسفه زندگی و نمادهای عشق و زیبایی پرداخته و مسافران را به نوشیدن از جام عشق و رسیدن به لذتهای روحانی دعوت میکند. با بیان احساسات عمیق و توصیف محیط زیبا، متن حس شور و شوق به زندگی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، بهار به زیباییهای فراوان خود آمد و ما باید به سوی کشمیر برویم و آهنگ سفر کنیم.
هوش مصنوعی: به من شراب بده تا لحظهای از خودم دور شوم و نخستین کوه سادگی و زیباییاش را ستایش کنم.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ، کوههای زیبای کشمیر که در سایهاش آسمان به سرسبزی و جوانی خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: به ویژه، پیر پنچال، آسمانشان بود و ماهش مانند چراغی زیر دامنش میدرخشید.
هوش مصنوعی: به خاطر بلندی و علو مقام او، خالق توانسته است دامن آفتاب را بر روی آتش پهن کند.
هوش مصنوعی: او به قدری در استفاده از شمشیر ماهر است که انگار در مبارزه با مریخ، سیارهٔ جنگ و نبرد، به پیروزی رسیده است.
هوش مصنوعی: در دل شب، نوری از خورشید درخشش خاصی دارد که چهرهی ماه را تحت تأثیر قرار میدهد و مانند نقشی بر آن میافتد. این صحنه زیبایی را به تصویر میکشد که نشاندهندهی ارتباط بین آسمان و زمین است.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه با دنیا در حال جنگ است، در درون خود هم از ابزارهای خشن و خطرناک استفاده میکند.
هوش مصنوعی: در جهان کوهی وجود ندارد که به این بلندی و عظمت، با چنین ویژگیهایی که از دامن آسمان پرورده شده باشد.
هوش مصنوعی: از بلندی سینهاش آسمان مانند کواکب درخشان است، گویی لالههای داغی را در بر دارد.
هوش مصنوعی: آسمان از تیغ او دوری میجوید و شعلهها از سنگ او ستاره میافتند.
هوش مصنوعی: ماه نو به خاطر زیبایی و شکوهش همیشه مانند تیغی تیز درخشان است.
هوش مصنوعی: چراغی که در کنار لاله میسوزد، از نوری است که به خاطر جذابیتها و زیباییهای ماه و ستارهها به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: در اوایل صبح، آفتاب درخشان مانند نانی در تنور لاله میماند.
هوش مصنوعی: در آسمان همیشه برفی، یک فیل سفید در دید مردم دیده میشود.
هوش مصنوعی: از آسمان و بلندیهای آن، در فراخ و استواریاش، در مقابل پروردگار قرار دارد.
هوش مصنوعی: بر روی سر او تاجی از طلاست و درختان سهند و ساولان از بندگان او هستند.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای آن است که خضر، شخصیت افسانهای که نماد زندگی جاودانه و حکمت است، وقتی به جایی رسید که ناگزیر از گذر از آن بود، آن را نشانی از بیمیل بودن به آن راه دانست. به عبارتی دیگر، او نمیخواست در آن مسیر قدم بگذارد و از آن فاصله گرفت.
هوش مصنوعی: پرستار سلیمان تخت او را نگهداری میکند و توان او به وضوح نشان میدهد که این تخت از سوی خداوند است.
هوش مصنوعی: هیچکس از بلندی و مقام او آگاه نیست و هیچ تصوری از اوج و عظمت او ندارد.
هوش مصنوعی: راهی که بر دامان این کوه دیده میشود، مانند آه و نالهی مظلومان است که پر از اندوه و غم میباشد.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به اهداف والاتر و کم کردن موانع، باید از محدودیتها و سختیها عبور کرد و گاهی حتی باید از چیزهایی که به ما تعلق دارند، بگذریم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زندگی برای عدهای از افراد سخت و تاریک است، مانند کسانی که در جستجوی راه خود هستند و از رنجهای کوچک روحی رنج میبرند. این جانهای بینوا از مشکلات و دردهای زندگی خسته شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از این راه پر از غم و اندوه برود، باید آماده باشد که در این مسیر، درد و رنج زیادی را تحمل کند. حتی برق هم در این راه دچار مشکل میشود.
هوش مصنوعی: زیبایی و پیچیدگی موهای تابدار مانند کاکل، هیچ چیز دیگری را به جز سختی و دشواری ایجاد نمیکند.
هوش مصنوعی: راههای بالا و پایین او در چشم مردم، مانند رشتههای نخ بافندگی نهان و در عین حال نمایان است.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد در این مسیر که پر از گل و زیبایی است، قدم بزند و آن را طی کند، باید با پای پیاده حرکت کند، زیرا این راه فقط به همین طریق تجربهی واقعی و لذتبخش خود را به ما میدهد.
هوش مصنوعی: ماندهام که چطور باید در این مسیر پر پیچ و خم و سخت پیش بروم، در حالی که در کنار من کسانی هستند که به آرامی و با سرباری از تجربه پیش میروند.
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات ممکن است فردی با تمام تلاش و کوشش به دلیل ناپختگی یا بیتجربگی، نتواند در موقعیتهای بالاتر موفق عمل کند، اما اگر از موقعیت پایینتری شروع کند و به تدریج پیشرفت کند، ممکن است بهتر بتواند موفق شود.
هوش مصنوعی: بسیاری از شوخیها در این کوه وجود دارد که مانند شعلهای در خواب سنگین به نظر میرسد؛ یعنی هرچند ممکن است به نظر بیاهمیت بیاید، اما در واقع میتواند تأثیر زیادی داشته باشد.
هوش مصنوعی: مسافر به خاطر باریک بودن راه نمیتوانست به راحتی بالا برود و مسیر را مشخص کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بر سر راه افرادی که در تلاش و کوشش هستند، این کوه باعث میشود که آنها به هر قدم بزرگی که برمیدارند، دچار مانع و سختیهای بیدلیلی شوند. به عبارتی، موانع و مشکلات زیادی در مسیرشان وجود دارد که ممکن است باعث کندی و دشواری در پیشرفت آنها شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نسیم آرامش و سلامتی را به این مسیر بیاورد، لالهای که در دیگ جوش میجوشد، نذری از خود دارد.
هوش مصنوعی: چون توانایی تحمل بار زندگی را داری، سعی کن به راحتی با آن کنار بیایی؛ زیرا اینجا بردن جان دشوار است.
هوش مصنوعی: هرچند دل از ناراحتی بیقرار است، اما وجود گلها حس زیبایی و شادی بهار را در دل ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: آسمان دیوانهوار به آتش بهار خود میافروزد، در حالی که نعل ماه از گلهای زردش به درخشش درآمده است.
هوش مصنوعی: در او هر گل لاله مانند شمعی به جهان روشنی میبخشد، و بنفشه به دلیل عطر و رنگش در حال خمیدگی است.
هوش مصنوعی: دل به زلف عروسی گرفتار شده و از زیبایی گل لاله در آن حس شعلهای برافروخته است.
هوش مصنوعی: راهی وجود دارد که در آن لالهها به وضوح دیده میشوند، همانطور که خون همیشه از تیغی که در آنجا است، جاری میشود.
هوش مصنوعی: در میان گلهای لاله، این راه بهطور پنهانی وجود داشت، همچون رشتهای از تسبیح که از مرجان ساخته شده است.
هوش مصنوعی: در پی نوشتن توصیف گل، قلم برکشته شده و نرگس به هر طرف نگاه میکند.
هوش مصنوعی: دواتی که از گل لاله ساخته شده، به صورت هنرمندانه ای رنگ قرمز و سیاه را در کنار هم جمع کرده است.
هوش مصنوعی: تنور لاله نه سرد است و نه گرم، بلکه با آتش ملایم خود، افکار و احساسات عمیق را میپزد و میسازد.
هوش مصنوعی: دامان این کوه مانند دامن گلچینی پر از گل و زیبایی است و به زیبایی و قدرت خود افتخار میکند.
هوش مصنوعی: جوانی و زیبایی او مانند سبزهای است که در دنیا معروف و چشمنواز است؛ همانند سبزههای زیبای کشمیر که تمام دنیای اطراف را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در دل کوههای بلند، لالههایی با تیغ تیز وجود دارد که زیباییاش در سپیدهدم همانند نور ماه در افق میدرخشد.
هوش مصنوعی: در میان گلهای لاله، این راه زیبا و دلکش است که با پیچ و خمهایش همچون مو بر روی آتش میدرخشد.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، تا از شادی نوشیدنی دل را از غمهای طولانی رها کنیم.
هوش مصنوعی: نمیخواهم بگویم که مسیر سختی داشتیم، ولی به سرزمین کشمیر رسیدیم و باید شکرگزار باشیم.
هوش مصنوعی: خداوند متعال، به چه زیبایی باغ کشمیر است که حتی یک جوانه دلگیر در آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در این باغ، جایی که باد به آن طراوت و زندگی میبخشد، میتوان زیبایی و لطافت را به وضوح مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که رطوبت به این باغ سرزمین ما رسید، طراوت و شادابی دوباره در آن ایجاد شد و گرد و غبار از خاک آن برخاست.
هوش مصنوعی: خاک را به آرامی فشار میآورند تا مانند چکه کردن آب از انگشت، رطوبت از آن به بیرون بیاید، درست مانند آبی که از رگ ابرها جاری میشود.
هوش مصنوعی: مانند گلی که از خاک سیراب میشود و رشد میکند، آب به او زندگی میبخشد و او را به شکوفایی میکشاند.
هوش مصنوعی: زمین به قدری با آب سازگار و متصل است که مانند ابرها، سرشار از رطوبت و زندگی است.
هوش مصنوعی: اگر از خاک اندکی بگیری، وقتی آن را در دست بگیری، هر انگشتت میتواند به شکل یک غنچه در آید.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شکوه این گلستان، به وضوح میتوان گفت که بهشت پنهان در عالم غیب واقعاً وجود دارد.
هوش مصنوعی: خاک وطنش را در آغوش گرفته و آرامش را در آنجا یافته است. اینجا آب و هوا همگی دلپذیر هستند.
هوش مصنوعی: گل او مانند عاشقانی است که پاکدامن بوده و به خاطر عشقشان به خون افتادهاند، لباسشان چاک خورده و پر از غم و آلام است.
هوش مصنوعی: غنچهٔ محبوب به دلیل شرم و حیا، سرش را پایین انداخته و خود را به طرزی معصومانه نشان میدهد.
هوش مصنوعی: سرو قد بلندی با زیبایی خاصش همچون آه و نالهی مجنون به تراز یک شعر زیبا و موزون درآمده است.
هوش مصنوعی: شاعر به خاطر زیبایی و آهنگین بودن کلامش به اعتبار و شهرت دست یافته است و با یک بیت میتواند نشان دهد که چه شاعر معروفی است.
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که شمشاد به خاطر نرمی و آزادیاش از قیود، بر خود میبالد. یعنی این که حتی در محدودیتهایش هم میتواند به زیبایی و صفای خود ادامه دهد، در حالی که سرو که آزاد است، ممکن است دیگر این زیبایی و شادابی را نداشته باشد. این بیانگر این است که آزادی همیشه به معنای زیبایی یا برتری نیست و ممکن است درون تحمیلها زیباییها نهفته باشد.
هوش مصنوعی: در این باغ، چنار به خاطر شکوفایی و زیباییاش با دوستی همیشگی بازی میکند.
هوش مصنوعی: در این باغ، لاله و نسرین به هم سخن میگویند. اما رنگ و حالشان متفاوت است؛ یکی رنگین و زیباست و دیگری شکوهی از درد و غم دارد.
هوش مصنوعی: به طور کلی، در این جمله به وجود چیزی پنهان و آسیبدیده اشاره شده است. لاله ریحان به عنوان نمادی زیبا و معصوم، نشاندهندهی زندگی و زیبایی است، در حالی که آهی که در خون اسیران غرق شده، از رنج و سختی سخن میگوید. در واقع، این متن تضادی عمیق میان زیبایی و درد و رنج را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: گل و نرگس از زیباترین گلهای باغ هستند و در میان باغ مانند چشم و چراغ آنجا میدرخشند.
هوش مصنوعی: در گلستان، هر برگ گل به طوری لطیف و زیباست که شبنم به خاطر زیبایی اش، آن را به نرمی به دندان میگیرد.
هوش مصنوعی: به دلیل انبوهی سوسنها، بنفشهها فرصت نمییابند که قد خود را راست کنند.
هوش مصنوعی: بلبل به طور مداوم و با شادی آواز میخواند و احساساتش را در قالب شعر به گلها ابراز میکند.
هوش مصنوعی: در نتیجهٔ سفر او، روح من به آرامش رسید و احساساتم به خاطر هوای او به بیرون از دل راه پیدا کرد.
هوش مصنوعی: در این گلستان، مانند نوای بلبل، هر غنچهی گل به آواز درآمده است.
هوش مصنوعی: از شدت زیبایی و جذابیت بنفشه، مانند بچههای هندو که در برابر برهمنها خم میشوند، این گل هم در مقابل سوسن زانو میزنند.
هوش مصنوعی: به خاطر انس و محبت بسیار با نسرین، دلش همچون کبابی میسوزد و صباحت او را درک کرده است.
هوش مصنوعی: گلش در موج سیرابی نمایان است، مانند عکسی که در آب روان از چهره یار میبینیم.
هوش مصنوعی: گل همیشه با صدای زیبا و دلنشین، اشعاری را از گلستان رازها برای غنچهها میخواند.
هوش مصنوعی: صدای مرغی به نام قمری، آهنگی دلکش و زیبا دارد که باعث میشود درخت سرو آزاد به نرمی و زیبایی برقصد.
هوش مصنوعی: میتوانم از نعمت پیاله زیبایی و خوشی گلها را به اشتراک بگذارم و از سیرابی لالهها لذت ببرم.
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، حتی یک برگ زهرآلود نیز میتواند راهی به سوی خالق هستی باز کند.
هوش مصنوعی: در هر گل او، زیبایی و جلوهای از چهره معشوق نمایان است.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، بگذار که برای کمی از هوشیاری فاصله بگیریم و با هم به دلخواه و شادابی بپردازیم.
هوش مصنوعی: در این باغ زیبایی وجود دارد که به قدری روشن و درخشان است که امیدوارم کسی نتواند به آن حسد ورزد یا آسیب برساند.
هوش مصنوعی: آب زیر سبزه پنهان است، مانند زیبایی و جذابیتی که در چهرهی خوبان نهفته است.
هوش مصنوعی: در اینجا به طور غیرمستقیم گفته میشود که در بازیهایی مانند عشق و رقابت، آن کسی که زودتر خود را نشان میدهد و در ظاهر قویتر به نظر میرسد، ممکن است در واقع ناپایدار باشد. به عبارت دیگر، لازم نیست به ظواهر توجه کنیم، زیرا ممکن است در پشت آنها چیز دیگری نهفته باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر این که تصویر گل بهقدری در آب افتاده و منعکس شده است، هر حباب آب در واقع مانند یک پری در درون خود دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر مداوم بودن امواج، شور و شوقی در دل دارم، زیرا معشوق خوش ابرویم باعث دوری از چشم بد و ناگواری شده است.
هوش مصنوعی: در میان چمن، به قدری روییده و پنهان شده که بهراحتی نمیتوان آن را دید، مانند اینکه زیباییهای صورت خوشساختان زیر ابروهایشان پنهان است.
هوش مصنوعی: در آب سبز او گلها پنهان هستند، زیباییاش از سرخی در دل سبزی نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: آب زلال و سبز رنگش به خاطر آئینه دلها عاری از زنگار و آلودگی است.
هوش مصنوعی: صدف در خلوت خود مرواریدی گرانبها دارد، مانند اشکی که در پای بینندگان دیده میشود.
هوش مصنوعی: چنان تأثیری در آب گذاشت که سردی آن باعث شد موجها مانند شمشیر یخ ببندند.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، فصل سرد زمستان تمام شده و از دل ظروف، شراب بهراه افتاده است.
هوش مصنوعی: خود را با نمالیدن و شوق بر دل مشروب بزن، در حالی که لیوان در دست داری و با نشاط ایستادهای.
هوش مصنوعی: دل مانند کُلی است که در دستیابی به آن به سختی میتوان دست یافت و وقتی که خود را به خوبی از آب بیرون میآورد، ارزش بیشتری پیدا میکند.
هوش مصنوعی: بهار با زیبایی و سرزندگیاش باعث حسادت میشود، اما نباید دربارهی زار بودن کول صحبت کرد، چون خورشید همیشه درخشنده است.
هوش مصنوعی: این سخن به ما میگوید که با توجه به عقل و دانش، نمیشود قبول کرد که شمع، نور روز را فراهم کند. به عبارت دیگر، منبع نور واقعی و روشنایی روز، فراتر از چیزی است که یک شمع میتواند ارائه دهد.
هوش مصنوعی: عروس گل، سرش را به جلو خم کرده و در آب به تماشای چهره خود مشغول است.
هوش مصنوعی: به یادگار گل درخشان و زیبا، یاقوتی به مانند آن در اعماق آب وجود دارد، اما به خاطر عدم دسترسی، قابل مشاهده نیست.
هوش مصنوعی: در این دریاچه، به خاطر گلهای زیادی که به سر زده، مرغابی در این آب آواز میخواند مانند بلبل.
هوش مصنوعی: وقتی که موجی در آب نمایان میشود، صداهای خوشآیند بلبلان نیز به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: از زیر آب، گلی پدیدار شد که مانند چهرهی دلبر از چادر آبی نمایان است.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، چرا که دل را از راه خوشی و صفای خودش گرفتهای، مخصوصاً در شب پرنور ماه.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی ماه، دل به تنگ آمده و درونم پر از عقده و ناگفتنیهاست.
هوش مصنوعی: عکس ماه در آب منعکس شده، مانند تصاویری که در آینه از چهره لیلی دیده میشود.
هوش مصنوعی: همیشه تصویر ماه از آسمان بلند در دام امواج قرار میگیرد، مانند ماهی در آب.
هوش مصنوعی: این افراد در گرداب نعمتهای الهی غرق شدهاند، از آغاز شب تا پایان روز.
هوش مصنوعی: در اطراف این تالاب باغی وجود دارد که مانند حلقهای از مژههای زیبا دور چشمهای دلربا به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، زمان گلها و زیباییهاست و هوای دلانگیز باغها نیز در اینجا حاکم است.
هوش مصنوعی: خداوند بلندمرتبه، بهشت زیبایی مثل بهار است که در هر شاخهاش دلی مانند غنچهای پر از عشق و سرزندگی وجود دارد.
هوش مصنوعی: در او یک قصر باشکوه و روشن وجود دارد که امیدوارم از زیباییاش چشمهای ناپاک دور باشد.
هوش مصنوعی: آسمان در بلندی خود به شکلی خمیده است و رنگ آن به زیبایی رنگ کهکشان میماند.
هوش مصنوعی: وقتی صبح طلوع میکند و زیباییاش را میبینید، حسادت و شوق شما را وادار میکند که به او لباس زیبایی بپوشانید.
هوش مصنوعی: آفرینش او آنقدر زیبا و رنگین است که حتی زیبایی ابروهای خوشفرم را تحت تاثیر قرار داده و شکسته است.
هوش مصنوعی: دیگر از شانس و نعمتهای زندگی چه میپرسی؟ حالا که بلندی و مقام را به نشستن روی کرسی نشان داده است.
هوش مصنوعی: به خاطر فراوانی افرادی که بر زمین درِ او سجده کرده و به او احترام گذاشتهاند، ابروهایش همچون مهای نورانی و زیبا، گرد و غبار را کنار زده و درخشش خاصی پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: در مقابل این قصر زیبا و رنگین، حوضی قرار دارد که به شکلی دقیق شبیه به کوثر است.
هوش مصنوعی: وقتی که در او حالت چنان باشد که مانند نمایی از یک قصر بلند بگیرد، کیفیت و شرایط سفرش به دو حالت خوب و عالی تغییر میکند.
هوش مصنوعی: این قصر رنگین مانند آینهای است که زیبایی چهرهای شیرین را به نمایش میگذارد و در آن شوق و لذت موج میزند.
هوش مصنوعی: بخاطر شدت طوفان، آب سرد و یخزده شده است و موجها به قدری سخت شدهاند که مانند سوهانی عمل میکنند.
هوش مصنوعی: وقتی از زیباییهای آبشار او صحبت میکنم، گویی تمام زیباییهای جهانی را در دل میریزم و جذب میکنم.
هوش مصنوعی: خدایا، تا زمانی که دنیا پابرجاست، کاش کشمیر هرگز به تعمیر و بازسازی نیاز نداشته باشد.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، که زمان شادی و خوشگذرانی است، شراب بده که باغ پر از سرمستی و شادی است.
هوش مصنوعی: در این ساختمان بلند، جوی آبی جاری است که جذاب و زیباست، مانند عمر جاودان.
هوش مصنوعی: فوارهای که از آب به بیرون میجهد، به مانند زبانی سرزنده و شاداب است که به جلوههای زیبای سرو در باغ میافزاید.
هوش مصنوعی: گل او در زیر سنبل پنهان شده، مانند خطی که روی گونهٔ زیبا و رنگی انسانها نقش بسته است.
هوش مصنوعی: درختان این سرزمین، همه جوان و زیبا هستند و هر کدام مانند معشوقی سرکش و آرام، سرشار از گلهای لاله اند.
هوش مصنوعی: این باغ زیبا به عنوان نشانهای از سلطنت و قدرت معرفی شده و گلهای زردرنگ آن، نماد غم و داغی ناشی از سلطنت هستند.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، خداوند ما بزرگ و بخشنده است. این نوشیدنی را به ما بده که در باغ پر از نسیم و خوشبو است.
هوش مصنوعی: نسیم دلکشش غنچهٔ دل را باز میکند و گل زیبای خورشید را به بار میآورد.
هوش مصنوعی: سفیدار در آسمان سر به آسمان ساییده و درختانش به سن جوانی رسیدهاند.
هوش مصنوعی: زیبایی و نرمی آن انگشتر به قدرت روح انسان افزوده و در دیدگاهها مانند یاقوت ارزشمند و درخشان است.
هوش مصنوعی: شکوفههای شاه آلو باعث زیبایی چمن میشوند، زیرا رنگ و زیبایی آنها زبانزد است.
هوش مصنوعی: من به خاطر گرایش به او به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام، زیرا او باعث تقویت روح و دل من شده است.
هوش مصنوعی: از انگور نوشیدنی خوشی مینوشم و به خاطر تو کلامم شیرین و دلنشین است.
هوش مصنوعی: به دلیل شیرینی اشکهای او، عاشقانش مانند زردآلو پژمرده شدهاند.
هوش مصنوعی: دل او از عشق به شدت خسته شده و اشکهاش نشان از غم و تغییری در احساساتش دارد که به رنگ عاشقان تبدیل شده و نشاندهنده شکستن عواطفش است.
هوش مصنوعی: او مانند خواجگان شهر کشمیر بود، به طوری که با فکر و تدبیر شال به دوش داشت.
هوش مصنوعی: ز وصف زیباییهای دریا، زبان من به خوبی و زیبایی سخن میگوید و من بندهٔ زیبایی و بلاغت هستم.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ است، و شکوفههای بهاری او با طراوت و تازگی، سایه درختانش را پر برکت کرده است.
هوش مصنوعی: در کنار هر خیابان، درختی همچون جوانان خود را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: هر بویی که از هر برگ درختان بهاری به مشام میرسد، مانند لمس گرم مهر و محبت، حس نرم و آرامی را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ است، او از باغ زندگی خوشیها و لذتهای این غلام عرعر، گیاه سرو آزاد را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: بهشتی که لذت زندگی در آن باشد، مانند باغی است که اگر بلبلش شکایت کند، گلهایش نیز از آن رنج میبرند.
هوش مصنوعی: این مکان هیچ ارتباطی به بهشت ندارد و تفاوت آن از زمین تا آسمان است.
هوش مصنوعی: بهترین و زیباترین جای دنیا، جایی است که در آن امکان لذت و خوشی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: این گلزار به دلیل ارتباطش با دل، از بهشت برتر است.
هوش مصنوعی: چه بگویم از زیبایی باغ سیف آباد، که هوای آن دل را از غم آزاد میکند.
هوش مصنوعی: باغی مانند سیف آباد وجود ندارد که هر لالهاش به مانند چراغی روشن باشد.
هوش مصنوعی: بهشت ابدی مانند باغی از خداوند است که در آن، یک پادشاه به عنوان باغبان وجود دارد.
هوش مصنوعی: چنار او مانند درختی بلند است که به سمت آسمان کشیده شده و سر به آسمان ساییده است. این درخت با قامت بلندش بر دیگران برتری دارد.
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر قدرت و بزرگی شانس، دچار ترس و لرز شده و زمین در سایهٔ او آرام گرفته است.
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به مقام و عظمت او پی ببرد، زیرا محبت او به یکی از زیر دستانش است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال شهری که باغهایش پر از نور و روشنی است و زیبایی لالهها به حدی است که انسان را به یاد بهشت میاندازد، هرچند در اینجا گرما و آفتاب هم وجود دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا نور از دامن درختان، به ویژه از نخلها، به خوبی قابل دریافت و برداشت است.
هوش مصنوعی: نور چشم انسان از خاک پاکی ناشی میشود که در آن قرار دارد و حتی اگر توتیا (پودر سفید کننده) هم باشد، نمیتواند جانشین آن خاک پاک شود.
هوش مصنوعی: کشمیر جایی است که زندگی در آن لذتی دلپذیر دارد، بنابراین بیهیچ تشریفاتی، به من شراب بده تا از این لذت بیشتر بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: این مکان با وجود اینکه همیشه با آب و خاکی دلپذیر همراه است، به عنوان بهشتی زیبا و دلانگیز شناخته میشود.
هوش مصنوعی: اما زیبایی این باغ با حضور نواب فاضل خان دو برابر شده است.
هوش مصنوعی: نگو که فرمانروای کشور به سراغ ما آمده است، چرا که زندگی به دنیای ما بازگشته و جان تازهای به سرزمین کشمیر دمیده شده است.
هوش مصنوعی: نور و روشنایی مجلس افراد موفق و قدردان، مانند چراغی است که خانوادهای با مقام و ثروت را روشن میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به عظمت و بزرگی مقام او اشاره دارد. میگوید که آسمان به اندازهی یک کاه در برابر بارگاه او کوچک است و کهکشان نیز در مقایسه با راه او ناچیز به نظر میرسد. به عبارتی دیگر، مقام و منزلت او آنچنان بالا و بینظیر است که هیچ چیز دیگری قادر به مقایسه با آن نیست.
هوش مصنوعی: در پی جستجوی نظم و ترتیب در این دنیا، از خودِ مردان حکمت و تجربهدار دربارهی تدبیر و چارهجویی سؤال کردهام.
هوش مصنوعی: اگر فیلسوفانی چون افلاطون و ارسطو هم در اینجا باشند، باز هم تواناییهای این کودک را به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: وقتی دل گره کارها را باز کند، مشکلها مثل تخممرغی از جنس فولاد راحت حل میشوند.
هوش مصنوعی: کسی وجود دارد که در نگهداریاش، مانند جواهری است که پشت دیوار آهنین محفوظ مانده است.
هوش مصنوعی: در مجالس و جنگها، مانند او کسی وجود ندارد که نظر را از بدی دور کند.
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی بر کسی که از نعمت وجود او بهرهمند نیست، حاکم است، اما کسی که از لطف و بخشش او برخوردار باشد، در زندگیاش قوی و موفق خواهد بود.
هوش مصنوعی: نقره و طلا به قدری در زمین پاشیده شد که دریا و کان سنگهای قیمتی به حالت خشک درآمدند.
هوش مصنوعی: سراسر خوشی و شادمانی او باعث شده که لبخندها مانند یک جام در میان مردم گسترده شود و همه میخندند.
هوش مصنوعی: نسیم اگر تنها ذرهای از خاک پای او را بوزد، میتواند دریا را هم به تلاطم درآورد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که جریان پول و ثروت به وفور در میآید، مانند ماهیای که در روی آب شنا میکند، باید آماده پذیرش آن بود.
هوش مصنوعی: در دست او شمشیری است که در میدان نبرد مانند هلالی میدرخشد و درخشش آن به اندازهی نور خورشید است.
هوش مصنوعی: وقتی که قهر و قدرت را به دشمن نشان میدهی، مانند این است که تیغ تو به اندازه خورشید درخشان و قوی است.
هوش مصنوعی: به خاطر ترس و هیبت آن دشمن، همیشه در حال فرار بودند و گویی برق در کارشان بود.
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت خورشید، در حالی که در حال درخشیدن است، تمامی عالم مانند یک حلقه در حال چرخش به دور یک قطره آب است.
هوش مصنوعی: وقتی از زیبایی و وصف ابر او میگویم، قلم من همچون نبضی در تلاش برای بیان احساسات و افکارم به حرکت درمیآید.
هوش مصنوعی: خداوند آنقدری بزرگ و والا است که شایسته است راه او به عطر گلها آراسته شود.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و دلپذیری حرکات نرم و موزون اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که این حرکات به گونهای هستند که شایسته تحسین و لذتاند، در حالی که تلاش و کوشش برای دستیابی به اهداف ممکن است به دلیل دشواریهای مربوط به آن، نتیجهای سخت و پرچالش به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از نعل سم اسب آینهای بسازی، مثل این است که دریا همیشه متلاطم است.
هوش مصنوعی: در هر مسیری که قدم گذاشتهام، به شدت در جستجوی چیزی هستم، مانند نبض یک بیمار که به دنبال نشانههای حیات میگردد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در هنر، تدبیر و راهنمایی وجود دارد، اگر کسی بر روی سیمهای ساز بنشیند، به خوبی میتواند نغمهای زیبا را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: با حرکت موزون و هماهنگ این برق، صدای زیبای نغمهای از تار بلند میشود.
هوش مصنوعی: با یک حرکت ساده از او، مشکل به آسانی حل شده و گرههای درون دل را باز میکند.
هوش مصنوعی: نفسی که در وجود او وجود دارد، به وضوح نشانگر است، همچون مار و مهرهاش که نمایان است.
هوش مصنوعی: دو چشم او مانند مژگانش، زیبایی و جاذبهای دارند که سبب میشود هر چیزی را تحت تأثیر قرار دهد و دوتا آهو به صورت نمادین به هم نزدیک شدهاند و شکلی از زیبایی در مقابل هم دارند.
هوش مصنوعی: روح انسان گاهی شبیه آب روان است و گاهی مانند باد به حرکت در میآید. نمیدانم این روح از کدام موجود است، آیا شبیه پرندهای است یا مانند ماهیای در آب.
هوش مصنوعی: همواره خضر (الگوی راهنما) باشد تا تو را از نظر چشمهای حسود حفظ کند و خداوند تو را در امان دارد.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، شراب خوشحالی و خوشبختیام را به من بده و در دور من، همراه با بزرگان و بزرگمنشهایم بنشین.
هوش مصنوعی: از برکت وجود او، کشمیر پر از جنب و جوش شده و چشمها از نور رنگ مردم آن سرزمین روشن شده است.
هوش مصنوعی: کشمیر به عنوان بهشتی ابدی و همیشگی توصیف شده و چراغی که نشانه تقدیر و شکرگزاری است، از او روشن میباشد.
هوش مصنوعی: خدای من، امیدوارم که دل او شاد باشد و دشمنانش در تاریکی و ناامیدی بمانند.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، من از نعمتهای الهی بهرهمند شدم و دیگر درگیر و فکر زیباییهای ظاهری نیستم.
هوش مصنوعی: وقتی جویا با دقت و توجه به سرانجام کار پی برد، زیبایی مفهوم نامه را در نام آن مشاهده کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.