تو و مستی و ناز و عشوه و مغرور خود بودن
من و بی طاقتی و راه صحرا و نیاسودن
من و گریان چو ابر از غم، من و نالان چو نی هر دم
تو و خندان به رنگ گل، تو و پیمانه پیمودن
به ضبط خویش تا کی غنچه می مانی، که در آخر
به خون دل چو برگ لاله باید دامن آلودن
اسیر شعلهٔ حسنی که در بزم تماشایش
صدای دل شکستن آید از مژگان بهم سودن
زوالی ره نیابد در کمال باطنی جویا
به آب زر چو مه تا چند خواهی چهره اندودن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از تفاوتهای خود با معشوق صحبت میکند. او از بیتابی و غم خود میگوید در حالی که معشوق با ناز و طنازی و خنده زندگی میکند. گوینده از نالهها و اشکهایش سخن میگوید و به حسرت و درد خود اشاره میکند، در مقابل معشوق که غرق در خوشی و زیبایی است. او به این فکر میکند که چرا باید مانند غنچهای در مضیقه بماند و در نهایت به فکر میفتد که باید از این حالت رهایی یابد و واقعیتهای تلخ زندگی را بپذیرد. شعر به تضاد احساسات و سرنوشتهای مختلف بین دو انسان اشاره دارد.
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و آرامش خود در حال خوشگذرانی هستی، در حالی که من از شوق و بیقراری، به دنبال راهی در بیابان هستم و هرگز خسته نمیشوم.
هوش مصنوعی: من در حال گریه و اندوهی مانند ابر هستم و هر دم نالهای میزنم، در حالی که تو همیشه شاد و خندان مثل گل هستی و مشغول نوشیدن و لذت بردن از زندگی.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در خودت رازی نگهداری و مانند غنچه بسته بمانی؟ در نهایت، مانند برگهای لاله، باید دلت را با اندوه و غم آغشته کنی.
هوش مصنوعی: آتش عشقی که در محفل محبوب وجود دارد، به قدری سوزان و موثر است که صدای دل شکستهها را ناخواسته از چشمان گریان بیرون میکشد.
هوش مصنوعی: در جستجوی کمال باطنی، نباید به چیزهایی که سطحی هستند اتکا کنی. مانند ماه که در درخشش خود نیاز به پوشاندن ندارد، چرا باید چهرهات را با زرق و برق پنهان کنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.