مستیش افزود تا بشکست مینای دلم
جام عیشش پر بود از ریختن های دلم
غنچه سان گر واشکافی جز زبان شکوه نیست
زان تغافلهای دل خون کن سراپای دلم
رشک همچشمی تماشا کن جگر در خون نشست
شد ز داغت تا مرقع پوش بالای دلم
بزم عیشت از صراحی و قدح خالی مباد
پربود تا ساغرم چشمم ز مینای دلم
همچو خون مرده ماند در رگ خارا شرار
گر فتد بر کوه جویا بار غمهای دلم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و احساس عمیق شاعر میپردازد. شاعر از غم و شکست قلبی خود مینویسد و نشان میدهد که شادی و عیش او تحت تأثیر ناراحتیهای عاطفی قرار گرفته است. او به خلأی که بعد از جدایی احساس میکند، اشاره میکند و حس حسرت و اشک را در زبانش میبیند. همچنین به تألم و رنج ناشی از عشق و دلمشغولیهایش اشاره میکند و آواز عاشقانهاش را در میان زخمها و غمهایش بیان میکند. به طور کلی، شعر تصویری از اندوه و تالمات عاشقانه را ترسیم میکند.
هوش مصنوعی: مستیش به شدت زیاد شد تا اینکه ظرف دل من را شکست. جام خوشی او از پر شدن قلبم سرریز شده بود.
هوش مصنوعی: اگر غنچه را باز کنی، جز شکایت از دل تظاهر نخواهد کرد. به خاطر بیتوجهیها، دلم را از سر تا پا پر از خون میکنی.
هوش مصنوعی: نگاه کن به حسادت و رقابت، دل من از درد عشق تو به خون نشسته و به خاطر داغ عشق تو، حالا بر روی سینهام میدرخشد.
هوش مصنوعی: بزم شادی تو هرگز نباید بدون شراب و لیوان باشد، زیرا تا زمانی که جامی پر داشته باشم، چشمانم از عشق و خواستههای دل پر خواهد بود.
هوش مصنوعی: چنانچه که خون مرده در رگهای سنگی، اگر شعلهای بر کوه بیفتد، بار غمهای دل من را به دوش میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.