کبوتر را ره آگاهی از احوال خود بستم
که حسرت نامه ام را بر شکست بال خود بستم
سخن از عرش گوید مرغ دل تا آستانش را
به سرو قامت آه بلند اقبال خود بستم
به رنگ صبح کی افسرده از تهمت پیری
کمر از نور فیض جام مالامال خود بستم
زخجلت خویشتن را از دل خود هم نهان دارم
در این آیینه ره بر صورت احوال خود بستم
ز بس رخساره ام در گرد کلفت شد نهان جویا
به روی آینه دیواری از تمثال خود بستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق شاعر و ناکامیهای او در زندگی است. شاعر از کبوتر به عنوان نمادی از آگاهی و حسرت یاد میکند و نشان میدهد که چگونه درد و ناامیدیاش را به صورت مکتوب درآورده است. او با اشاره به عرش و قامت سرو، به جستجوی امور والای انسانی و روحی پرداخته است. همچنین، شاعر به مفهوم پیری و روشنایی میپردازد و در تلاش است که خود را از خجلت پنهان کند. در نهایت، آزمونی از خود را در آینه زندگیاش به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه هویت و رویاهایش در میان مشکلات و چالشها پنهان شدهاند.
هوش مصنوعی: من به کبوتر گفتم که از حال و روز من باخبر باشد، چون ناراحتیام را بر اثر شکست بالش در دلش پنهان کردهام.
هوش مصنوعی: پرندهی دل دربارهی فرازها و بلندیها صحبت میکند و برای رسیدن به آستان او، قامت خود را به قامت سرو دراز و زیبا گره زدهام.
هوش مصنوعی: من با رنگ صبح، تحت تأثیر تهمت پیری قرار نگرفتهام و همچنان کمرم را با نور فیض پر کردهام.
هوش مصنوعی: از شرم خودم را در دل مخفی نگه داشتهام، در این آیینه به حال و روز خودم نگاهی انداختهام.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه چهرهام زیر چروک و خطوط پیری پنهان شده، از تماشای آینه ناامید شدم و به دیواری که تصویر خود را منعکس میکند، پشت نمودهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.