کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
گل شفتالوی این باغ را نیلوفری دیدم
بود در دیده ام افتادگی را رتبهٔ دیگر
زمین را بر فراز عرش و کرسی برتری دیدم
نهان در زنگ کلفت تا به کی باشد دلم، زاهد!
من این آیینه را از موج روشنگری دیدم
به روی آتش دل همچو مویی جسم زارم را
بسی شبها فکندم تا نشان از آن پری دیدم
فرنگی را رسد گر دعوی ایمان کند جویا
ز بس کس هندوی زلف سیاهش کافری دیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حسرت و عشق شاعر به محبوبی میپردازد که ویژگیهای خاصی دارد. شاعر از زیبایی و طراوت باغ و گلها صحبت میکند و به احساسات عمیق و درونی خود اشاره میکند. او در باطن خود مشکلاتی را حس میکند و به تضاد میان دنیای مادی و معنوی میپردازد. همچنین اشاره دارد به معشوقی که به شدت او را تحت تأثیر قرار داده و جذابیت او به قدری است که دیگران نیز در مقایسه با او ناکافی به نظر میرسند. شاعر در نهایت به پرسشاتی درباره ایمان و اعتقادات دینی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: امشب حین بوسهام، زیبایی گل شفتالو را در باغ مشاهده کردم و احساس کردم که نیلوفر آنقدر زیباست که قابل مقایسه با آن پری است.
هوش مصنوعی: در چشمم افتادگی معانی عمیقتری از مقام و موقعیتهای مختلف را نشان داده است، به طوری که برتری و عظمت برخی ارزشها را بالاتر از هر جای دیگر، حتی عرش و کرسی، مشاهده کردهام.
هوش مصنوعی: دل من تا چه زمانی میتواند در ظلمت و تاریکی پنهان بماند، ای زاهد! من این آینه را در پرتو روشنی حقیقت مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: دل آتشین من مانند مویی بر روی آتش است و من شبها بارها جسم ضعیف و رنجورم را رها کردهام تا نشانهای از آن پری را ببینم.
هوش مصنوعی: اگر در مورد ایمان صحبت کنیم، باید بگویم که من از خیلیها، حتی از آن هندو با موهای سیاه، کافرتر دیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.