لعل لب او راست ز رنگین سخنی رنگ
چندانکه ازو یافت عقیق یمنی رنگ
گردید کبود از اثر بوسه لب یار
باشد گل شفتالوی او یاسمنی رنگ
شامی که بناگوش تو از پرده برآید
تا صبح بود روی هوا نسترنی رنگ
هر قطرهٔ خون شیون بلبل به تنم داشت
رفتی چو در آغوش قبای چمنی رنگ
جویا جگرم خون ز غم شوخ غزالیست
کز رشک خطش باخته مشک ختنی، رنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویری رنگین، لبان معشوق را به لعل و رنگینترین سنگها تشبیه میکند. او به اثر بوسهی یار بر لبانش اشاره میکند که چهرهاش را کبود کرده و او را شبیه به گل شفتالو میسازد. همچنین از زیباییها و عطر نسترن در شامگاه یاد میکند و به غم و شورشی که در دلش به خاطر معشوق وجود دارد، اشاره دارد و عشق و احساسات عمیق خود را با زبانی شاعرانه بیان میکند.
هوش مصنوعی: لبان او به قدری زیبایند و رنگین است که هر کلمهای از او مانند عقیق یمنی جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: گل شفتالو به رنگ یاسمن میشود و رنگش کبود میگردد، چون اثر بوسه لب محبوب بر آن نقش بسته است.
هوش مصنوعی: وقتی صبح از پردهها بیرون بیایی، چهرهات به رنگ گل نسترن جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: هر قطرهای از خونم مانند نالهای از بلبل است و وقتی رفتی، حس کردم که در آغوش پیراهنی از رنگ چمن قرار دارم.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم آن غزال شیرینکار و زیبا خونجگر است، چرا که از حسادت خط خوشش، رنگ مشکین لباسش را باخته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.