هر شعلهٔ آهی که ز بیمار تو خیزد
گردیست که از گرمی رفتار تو خیزد
صد یوسف خوبی است متاع سر دستش
بویی که ز پیراهن گلزار تو خیزد
هر اشک جگرسوز من از روزن چشمم
آمیخته با شعلهٔ دیدار تو خیزد
با پیرهن چاک و دل خون شده از خاک
چون لاله شهید گل رخسار تو خیزد
جویا گهر حقهٔ خورشید توان گفت
هر اشک که از چشم شرربار تو خیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عواطف و احساسات شاعر نسبت به یک محبوب میپردازد. شاعر بیان میکند که هر شعله آه و حسرت او ناشی از وجود و رفتار زیبای محبوبش است. او از زیبایی و خوشبویی یوسف مانندِ آن محبوب میگوید که از پیراهنش ناشی میشود. اشکهای شاعر نیز که از دل سوزان او ناشی میشوند، با دیدار محبوبش آمیختهاند و به تصویر کشیدن حالتی از عشق و فراق میپردازند. شاعر از شدت ناراحتی و دلتنگیاش، با پیراهن چاکخورده و دل خونین، احساسی عمیق و دردناک را به تصویر میکشد. در پایان، او به زیبایی و ارزشهای درونی محبوب میاندیشد و اشکهایش را نمادی از عشق واقعی میداند.
هوش مصنوعی: هر آهی که از درد تو برمیخیزد، به نوعی مانند گردی است که از حرارت و گرمی رفتار تو ناشی میشود.
هوش مصنوعی: صدها یوسف زیبا در دست اوست، بویی که از پیراهن گلزار تو به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: هر یک از اشکهای سوزناک من که از چشمانم میریزد، با شعلهٔ یاد تو درآمیخته است.
هوش مصنوعی: با پیراهنی پاره و دلی پر از غم و درد، مانند لالهای که در زمین به خاک افتاده، زیبایی چهرهات نمایان میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد به ارزش و اهمیت خورشید پی ببرد، میتواند از هر اشکی که از چشمان تو که پر از احساس است، بریزد، مطلبی عمیق و با معنا را استخراج کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.