با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
منگر جانب اغیار به الفت سوگند
مستم و جور و جفا با دل ازین بیش مکن
به ترحم به مدارا به مروت سوگند
ایکه چون ابر بود شهره به تر دامانی
نیست شایستهٔ بزم تو به عصمت سوگند
بره بادیهٔ عشق تو در گام نخست
از دل و دین بگذشتیم به همت سوگند
همره قافلهٔ غم شب هجران جویا
رفت در یاد تو از خویش به عزت سوگند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بر سر نیاز و محبت به محبوب میگوید که نباید با رقیبان الفت و دوستی برقرار کرد و تاکید دارد که از تردید و ناامیدی دور باشد. او به عشق و درد هجران اشاره میکند و بر سر وفاداری و فداکاری برای محبوب پافشاری دارد. همچنین، با اشاره به اخلاق نیکو، او به مدارا و ترحم در روابط انسانی دعوت میکند و در نهایت به یاد محبوب، عزت و وفاداری را از وجود خود دور نمیکند.
هوش مصنوعی: با رقیبان خود دوستی نکن و به عشق آنها قسم نخور، به دوستان خود نگاه کن و به دوستی آنها قسم بخور.
هوش مصنوعی: من مستم و از درد و ظلمی که به دل میزنی، بیش از این ادامه نده. به رحمت، بردباری و جوانمردی خود قسم که دیگر این کار را نکن.
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه تو که مانند ابر هستی، در پاکدامنی و عفت نمیتواند در این میخانه وارد شود.
هوش مصنوعی: در آغاز مسیر عشق تو، ما از دل و ایمان خود گذشتیم و به خاطر عزم و ارادهای که داشتیم، به پیمان خود پایبند بودیم.
هوش مصنوعی: در کنار کاروان غم ناشی از شب جدایی، به دنبال یاد تو بودم و به خودم قسم میخورم که به خاطر تو به افتخار و عزت پایبند باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.