عشق آنجا کز پی ایجاد عالم رنگ ریخت
رنگ ویرانی مرا در دل به صد نیرنگ ریخت
مو به مویم شد زجوش شوق بیتاب سماع
نالهٔ قانون دل از بسکه سیر آهنگ ریخت
بسکه بردم شکوهٔ سنگین دلی هایت به خاک
بر سر کوی تو بعد از من غبارم سنگ ریخت
نالهٔ بیتاب عشق از بسکه وحشت خیز بود
ساقی حسن ترا از کف شراب رنگ ریخت
با خیال او گذشت امشب عجب هنگامه ای
طرح صلح انداخت جنگ و صلح رنگ جنگ ریخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق و متضاد ناشی از عشق میپردازد. او از رنگهایی که عشق در بر ایجاد میکند، سخن میگوید و به ویرانیها و نالههای دلش اشاره میکند. این احساس شوق و اضطراب در وجودش باعث میشود تا بارها درد و غم عشق را تجربه کند. شاعر از غبار و سنگینی بار عشق میگوید و در نهایت به تعادل بین جنگ و صلح در عشق اشاره میکند، بهطوریکه این احساسات متضاد باهم در حال جنگ هستند. در کل، شعر تجلی احساسات دور و نزدیک عاشقانه و چالشهای درونی ناشی از عشق است.
هوش مصنوعی: عشق در جایی آغاز شد که برای خلق عالم، رنگی به وجود آمد و این رنگ به حقایق و ویرانیهای قلب من با نیرنگهای زیادی تزریق شد.
هوش مصنوعی: هر یک از موهای من به خاطر شوق و هیجان ناشی از موزیک و رقص، به حالت انفعال درآمده است. صدای دل من به قدری تحت تأثیر آهنگ و نالهها قرار گرفته که احساس میکنم این سر و صداها به حدی زیاد است که نمیتوانم از آن سیر شوم.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه شدید دل تو، من به محلهات آمدم و خاک را بر سرم ریختم، و بعد از رفتن من، این غم همچنان بر سینهام سنگینی میکند و گویی غباری از ناراحتی بر جانم نشسته است.
هوش مصنوعی: ناله و گریهٔ عاشق به خاطر شدت وحشت و اضطرابش، باعث شد که ساقی به خاطر زیباییات شراب را از دست بدهد و بریزد.
هوش مصنوعی: امشب با یاد او، شگفتانگیز گذشت و جنگ و صلح به هم آمیختند. گویی که روند صلح به وجود آمد و رنگ و بوی جنگ تغییر کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.