سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما
نالهٔ پهلو شکافی چون جرس داریم ما
رازدار عشق را نبود مجال دم زدن
بخیه بر زخم دل از تار نفس داریم ما
عاقبت با گوشه ای از هر دو عالم ساختیم
کنج چشم سرمه آلودی هوس داریم ما
عشق سرکش را به جسم زار، الفت داده ایم
صد نیستان شعله در آغوش خس داریم ما
زندگانی در گرفتاریست ما را چون حباب
از قفس گوییم جویا تا نفس داریم ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عواطف عمیق و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید. سینهاش مثل قفسی است که پر از زخمها و نالههاست. او بیان میکند که عشق را در وجودش پنهان کرده و از افشای آن ناتوان است. همچنین به زیبایی و جذابیت عشق اشاره میکند و میگوید که در دنیای پر از مشکل و سختی، مانند حبابی در زندگی ناپایدار هستند. در این دنیای پر از درد، آنها به دنبال آرامش و نفس کشیدن هستند.
هوش مصنوعی: ما یک سینهای داریم که پر از درد و زخمهای عمیق است، مانند قفسی که پر از آسیبهاست. نالههای ما شبیه به صداهای مایوسکنندهای است که از زخمهای عمیق ما برمیخیزد، همچون صدای زنگی که به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: عاشق نمیتواند در مورد رازهای عشق صحبت کند؛ جرا که زخم دل او هنوز باز است و تنها با نفس خود به حیاتش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: در نهایت، با نگاهی به هر دو دنیا، برای خودمان گوشهای ایجاد کردیم که در آن چشمی با خطی تیره و زیبا داریم و این ما را وسوسهانگیز کرده است.
هوش مصنوعی: ما عشق پرشور را به وجود ناتوان خود پیوند دادهایم و در دلمان آتش را از صد نیسرای عشق گنجاندهایم.
هوش مصنوعی: زندگی ما پر از مشکلات و سختیهاست، مانند حبابی که در قفس محبوس شده باشد. تا زمانی که نفس میکشیم، باید از این وضعیت آگاه باشیم و به دنبال راهی برای رهایی باشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.