تا که تو بر خویشتن سوار نباشی
غازی میدان کارزار نباشی
از تو توان داشت چشم مهر و مروت
گر تو ز ابنای روزگار نباشی
کی رسدت ز آفتاب عشق نصیبی
تا چو مه یک شبه نزار نباشی
بر تو غم روزگار دست نیابد
تا که تو پابند اعتبار نباشی
چربی و نرمی گزین! مباش گرانجان!
تا به دل روزگار بار نباشی
تا تو به دریا نمی دهی دل خود را
هرگز از این ورطه برکنار نباشی
خاک سر کوی یار شو که چو جویا
سرمهٔ بینش شوی غبار نباشی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت خودآگاهی و تسلط بر خویشتن اشاره دارد. شاعر میگوید تا زمانی که فرد بر خود مسلط نباشد و وابسته به فضای روزگار باشد، نمیتواند در میدان زندگی به موفقیت و عشق واقعی برسد. او تأکید میکند که تنها با رهایی از بندهای دنیوی و وابستگیهاست که میتوان بر سختیها غلبه کرد و به روشنایی و بینش دست یافت. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که با خضوع و درک عمیق از خود، میتوان به سرمنزل مقصود رسید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر تواناییها و خودت تسلط نداشته باشی، نمیتوانی در میدان نبرد موفق باشی.
هوش مصنوعی: اگر تو از انسانهای زمانه بینیازی، چشمت به محبت و مهربانی به دیگران باز خواهد بود.
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به اندازه آفتاب عشق بهرهمند شوی تا مانند ماه، حتی برای یک شب هم زشت و دلخراش نباشی؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به اعتبار و ارزش خود پایبند باشی، غم و مشکلات زندگی به تو آسیب نخواهد زد.
هوش مصنوعی: سعی کن زندگی را ساده و راحت بگذرانی و خود را به زحمت نینداز. این طور میتوانی از مشکلات و سختیها دوری کنی و آرامش بیشتری داشته باشی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل خود را به دریا نسپاری، هرگز از این خطر دور نخواهی بود.
هوش مصنوعی: خاکی از کوی محبوب میشو که اگر به دنبال او باشی، دید و بصیرت پیدا خواهی کرد و دیگر در زمرهی بیخبران نخواهی بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.