گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم
شادمانم که ز لعل تو دوایی دارم
ای که در منزل دل ساختهام منزل تو
شرمسارم که نه درخورد تو جایی دارم
گر چه وصلت به چو من بیسر و پایی نرسد
هم ز خوان کرم امید صلایی دارم
عاقبت در سر کار تو کنم جان عزیز
تا بدانند که با دوست وفایی دارم
آتش مهر تو در جان من امروزی نیست
که من از صبح ازل با تو صفایی دارم
ای که آزار دل خسته من میطلبی
بر حذر باش که قهار خدایی دارم
بر سر کوی تو عمری به هوس بود (جنید)
هرگزت یاد نیامد که گدایی دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.