به بوی وصل تو میپروریم جان در تن
که آفرین خدا بر تن روان تو باد
ز آستان تو دارم مراد هر دو جهان
که حادثات جهان دور از آستان تو باد
اگر چه بیگنه از من عنان بتافتهای
همیشه دولت و اقبال همعنان تو باد
مرا سریست بلاکش اگر قبول افتد
فدای خاک سگ کوی پاسبان تو باد
به رحمتت نظری کن (جنید) را ای دوست
که در غم تو چنان شد که دشمنان تو باد
چنین که چشم عنایت به حال ما افکند
ز چشمزخم خدایا که در امان تو باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در این خجسته سفر بخت هم عنان تو باد
رونده خنک جهان هم به زیر ران تو باد
بهر مراد که چون آفتاب روی نهی
ز ذره گرچه فزون تر بود از آن تو باد
زبان تیغ چو در هم شود ز بیم اجل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.