به بوی وصل تو میپروریم جان در تن
که آفرین خدا بر تن روان تو باد
ز آستان تو دارم مراد هر دو جهان
که حادثات جهان دور از آستان تو باد
اگر چه بیگنه از من عنان بتافتهای
همیشه دولت و اقبال همعنان تو باد
مرا سریست بلاکش اگر قبول افتد
فدای خاک سگ کوی پاسبان تو باد
به رحمتت نظری کن (جنید) را ای دوست
که در غم تو چنان شد که دشمنان تو باد
چنین که چشم عنایت به حال ما افکند
ز چشمزخم خدایا که در امان تو باد