سالها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
تا شبی در حرم وصل تو خوشدل خفتیم
اشک خون بر دل ما گشت روان بسیاری
تا به الماس بیان گوهر معنی سفتیم
سروری میطلبی خاک ره مردان باش
با تو ما این سخن از عالم باری گفتیم
سخن راه روان است که گر نشناسیم
جای آن است که از مقصد خود دور افتیم
این سعادت هم از آن است که در مکتب عشق
هر چه استاد خرد گفت به جان پذرفتیم
مهر سلطان بقا در دل ما منزل نیست
که به جاروب فنا صحن فنایش رفتیم
طاق گشتیم ز لذات جهان همچو (جنید)
تا به امروز که با شاهد معنی جفتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.