گنجور

 
جنید شیرازی

کر از دل بستری زنگار زنگار

جمال معرفت آید به دیدار

نخست آیینه روشن که به ظلمت

که ناگه بردی از وی عکس انوار

همان از هیچ طور مرد راهی

قدم بردار و بیرون شو به اطوار

گرت وجدان نباشد قول هیچ است

که عرفان در نمی‌آید به گفتار

حقیقت کی به گفتن راست آید

که درماند بیان زاین شرح انوار

حقیقت هم‌چو قرص آفتاب است

که در وی خیره ماند درک ابصار

چو دریایی که او را طول نه عرض

سراسر پر نهنگ مردم‌آزار

در آن دریا پر از باد مخالف

بسی ملاح‌بان کشته ز هنجار

بیابانی به غایت روز مظلم

خشک در وی به هر خروار خروار

برآورده حصاری بر سر کوه

ممر او نهان از چشم اغیار

چو گوی ریسمان پیچیده بر هم

پریشان گشته سر هاش بسیار

به صندوقی و قفل او ثقیل است

نگشته از کلیدش کس خبر‌دار

طمع داری که بر وی دست یازی

زهی نادان حماقت‌بین پندار

تصور بین که دارد عام ناقص

زهی حال و زهی کار و زهی بار

تو نابینا و در راه تو چاه است

همی ترسم در او افتی نگونسار

(جنید) از راه مستی پرده خواهی

در این ره دامن مستی به دست آر

 
 
 
مشکلات اینترنت
دقیقی

من این جا دیر ماندم، خوار گشتم

عزیز از ماندن دایم شود خوار

چو آب اندر شَمَر بسیار ماند

زُهومت گیرد از آرام بسیار

عنصری

منقش عالمی فردوس کردار

نه فرخار و همه پر نقش فرخار

هواش از طلعت ماهان پر از نور

زمینش از بوسۀ شاهان پر آثار

بتانی اندر و کز خط خوبان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

مرا با عاشقی خوش بود هموار

کنون خوشتر، که در خور یافتم یار

کنون خوشتر، که ناگاهان برآورد

مه دو هفته من سر ز کهسار

کنون خوشتر، که با او بوده ام دی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ناصرخسرو

نبینی بر درخت این جهان بار

مگر هشیار مرد، ای مرد هشیار

درخت این جهان را سوی دانا

خردمند است بار و بی‌خرد خار

نهان اندر بدان نیکان چنانند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصرخسرو
خواجه عبدالله انصاری

چه باشد گر خوری صد سال تیمار

چو بینی دوست را یک بار دیدار

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه