درآمد باربد اول به آواز
نواهای عجایب کرد آغاز
به عشاق آن نوا را کرد آهنگ
که زهره بر زمین زد زآسمان چنگ
ز بربط ناله ها زان گونه می خواست
که می شد پرده عشاق زان راست
ز مستی رفته بود از پرده بیرون
همی زد دم به دم راهی به قانون
چو از نوروز گفتی در بهاران
تو گفتی هست بلبل صد هزاران
چو بنمودی نوایی از سر درد
شکستی توبه صد ساله مرد
گهی کز جان نوایی ساز دادی
ز سوزش عود بر آتش فتادی
گهی کز دل سرودی بر کشیدی
ز مردم آه بر گردون رسیدی
گهی کز ارغنون آواز می داد
نی از دستش همی آمد به فریاد
زنی زان خاطرش ناشاد بودی
که در گوشش سخنها باد بودی
به مجلس دم به دم بر حسب مقدور
بدادی گوشمال عود و طنبور
جهان کو مست چشم ناز او بود
پر از آوازه آواز او بود
چو آوازی به سازی کردی آغاز
شدی از حیرتش بلبل ز آواز
چو کردی نغمه اش با چنگ آهنگ
زدی چنگ از خوشی در دامنش چنگ
اگر با نی بنالیدی زمانی
بسوزانیدی از ناله جهانی
به طنبور ار دم خود باز دادی
به طفلی چون مسیح آواز دادی
اگر با نی حدیثی بازگفتی
نی اندر دم هزاران راز گفتی
اگر با دف زدی دستی که بخروش
گرفتی در زمان دف پیش او گوش
نگشتی از کمانچه یک نفس خوش
نیفتادی به او تا در کشاکش
رباب این حال ازو هم چونکه دیدی
به همپایی او دستی کشیدی
گهی کز سوز دل بنواختی عود
ز هر نغمه نمودی لحن داوود
گهی کز زخمه ای می کرد برداشت
به هر یک زخمه خسرو ناله ای داشت
به هر نغمه که می کرد از سر سوز
شبی می کرد با آن نغمه اش روز
گهی با عود می بودی هم آهنگ
گهی دستی زدی بر دامن چنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: باربد، هنرمند آوازخوان، با نواهای شگفتانگیز خود آغاز به خواندن میکند و آهنگهایی میسازد که عاشقان را تحت تاثیر قرار میدهد. صدای او به حدی دلنشین است که به نظر میرسد زهره به زمین چنگ زده است. نالههای باربد از بربط و عود میآید و در مستی، با قانون موسیقی در سفر است.
او در بهار، از نوروز سخن میگوید و با صدای خود توبهی مردان را میشکند. باربد با نواهایش احساسات عمیقی را در دل مردم زنده میکند و همگان را به وجد میآورد. گاهی او با نی، نالهای میزند که جهانیان را میسوزاند و گاهی صدایش به قدری تاثیرگذار است که مردم را به گریه میاندازد.
او به شکلهای مختلف و با انواع سازهای خود، آهنگهایی مینوازد که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. باربد همچنین در همکاری با دیگر نوازندگان، نغمههایی خلق میکند که در آنها شور و شوق حاکم است و حس و حال خاصی به مخاطب منتقل میکند. آوازهای او همواره در دلها باقی میماند و با هر زخمهای که میزند، روزی را شب و شبی را روز میکند.
هوش مصنوعی: باربد با صدای دلنوازش شروع به خواندن آهنگهای شگفتانگیز کرد.
هوش مصنوعی: عشق را با آهنگ دلنوازی زینت بخشید، به گونهای که زهره (سیاره زهره) از آسمان به زمین آمده و نوایی زیبا را ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: از ساز، نالههایی به گوش میرسد که به گونهای بودند که میتوانستند پردههای عشق را به تصویر بکشند.
هوش مصنوعی: از سر مستی، فرد به طور مداوم در حال برهم زدن نظم و قانون است و به شکل بیپروا و بیتوجهی به قواعد، به زندگی خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی از نوروز صحبت کردی، در ایام بهار، تو به من گفتی که آواز بلبلان بیشمار است.
هوش مصنوعی: وقتی که با نغمۀ دلانگیزی از روی درد و رنج خود را نشان دادی، عهد و پیمان صد ساله یک مرد را شکستی.
هوش مصنوعی: گاهی از دل نغمهای سر دادی که به خاطر سوز و حرارتش، مانند عود به آتش شعلهور شدی.
هوش مصنوعی: گاه گاهی از دل، نغمهای را سرودی و از شویش، آهی از مردم به آسمان رسیدی.
هوش مصنوعی: گاهی صدای نی مانند ارغنون به گوش میرسید و از آن صدای دلنشین، ناله و فریاد برمیخاست.
هوش مصنوعی: زنی به خاطر شنیدن حرفهای بیاساس و ناشایست در گوشش، غمگین و ناراحت بود.
هوش مصنوعی: در هر دور و زمانی که به مجلس میرفتی، بسته به توانت، نوازش و خوشنوازی سازها را به حاضران هدیه میکردی.
هوش مصنوعی: جهان تحت تأثیر زیبایی و جذبه چشم ناز او قرار دارد و پر از صدای خوش و خوشآوای اوست.
هوش مصنوعی: زمانی که آوازی با ساز نواخته میشود، بلبل از شگفتی به سر میبرد و از صدای دلنشین آن شروع به آواز خواندن میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که تو با چنگ نغمهای زیبا را اجرا کردی، آهنگ آن به قدری خوشایند بود که خوشحالی به دامنش چنگ انداخت.
هوش مصنوعی: اگر با نی نغمه سر دهی، میتوانی دلها را به درد بیاوری و از نالهات، جهانی را به آتش بکشی.
هوش مصنوعی: اگر به طنبور نوا و صدای خود را باز بدهی، به همان اندازه که مسیح به کودکی آواز میدهد، میتوانی روح و زندگی در او دمید.
هوش مصنوعی: اگر با نی داستانی را بگویی، نی در هر نفس هزاران راز را بازگو میکند.
هوش مصنوعی: اگر با دف نواختهای، وقتی که با دست حرکتی ایجاد کردی، در آن زمان باید به دقت به او گوش دهی.
هوش مصنوعی: هیچ لحظهای از نغمهسرایی کمانچه دور نشدی تا در میانهٔ مشکلات و چالشها باقی بمانی.
هوش مصنوعی: زمانی که رباب، حال او را دید، به نشانه همدردی و همراهی، دستی به سمت او دراز کرد.
هوش مصنوعی: گاهی از عطش دل، با نغمهای دلنواز، درست مثل عود، آهنگی خوشصدا را به نمایش گذاشتی که یادآور لحن داوود بود.
هوش مصنوعی: گاهی با ضربهای از ساز، جلوهای از زیبایی به وجود میآید و به هر یک از این ضربات، صدای نالهای از دل خسرو برمیخیزد.
هوش مصنوعی: هر زمان که او با احساسی عمیق، شعری میخواند، آن شعر باعث میشد که شب به روشنی روز تبدیل شود.
هوش مصنوعی: گاهی با عود، ساز مینواختی و گاهی هم دستی به دامن چنگ میزدی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.