گنجور

شمارهٔ ۹۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

پا نه به طرف باغ که گل زیر دست توست

بالا نما که سرو سرافراز پست توست

آن باغ نوبری که رسیده ست میوه اش

گرد تو نیزه های جفا خاربست توست

تیری به دل خلید که ذوقش به جان رسید

این ذوق چیست گر نه گشادش ز شست توست

روی تو هست آتش و پیشش دوتا شده

زلف سیاه هندوی آتش پرست توست

کردی برهنه ساعد سیمین به قصد ما

امروز در جفا و ستم دست دست توست

غم نیست زانکه خاطر ما را شکسته ای

ما را همه درستی کار از شکست توست

باشد مدام مستی رندان ز جام می

جامی نه جام دیده نه می خورده مست توست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط