ساقی ما که دی به کف می داشت
جام می مستی از لب وی داشت
هستی ما به باد مستی رفت
بس که می زان دو لب پیاپی داشت
گل ندارد ز شبنم سحری
آن لطافت که رویش از خوی داشت
از مؤذن نشد دلی زنده
همه شب گرچه بانگ یا حی داشت
ماند شیخ از جواب بانگ نماز
صبحدم بس که گوش در نی داشت
کی به مقصد رسد چو زاهد را
لاشه ای سعی حکم لاشی داشت
سوخت جامی ز داغ عشق و نگفت
کز کی آن داغ بود و تا کی داشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون مستی، عشق و ناامیدی اشاره میکند. او از ساقی خود میگوید که جام مستی را در دست دارد و او را به یاد میآورد که هستیاش تحت تاثیر میگذارد. شاعر با اشاره به گل و شبنم، لطافت عشق را توصیف میکند. همچنین به بیفایده بودن اذان مؤذن اشاره کرده و میگوید که حتی با وجود صدای او، دلها زنده نمیشوند. او به حال شیخی اشاره میکند که در انتظار اذان صبح مانده است. در نهایت، شاعر به تلاشی اشاره میکند که به نتیجه نخواهد رسید و از عشق و داغی که به دل دارد، سخن میگوید بدون این که بدانند این داغ از کجاست و چه زمانی برطرف خواهد شد.
هوش مصنوعی: ساقی ما که دیروز جام پر از می را در دست داشت، امشب از لبان او نگاهی به ما انداخت.
هوش مصنوعی: وجود ما به خاطر شادی و مستی از دست رفت، چرا که به طور مداوم از دو لب نوشیدیم.
هوش مصنوعی: گل نمیتواند لطافت و زیبایی که در چهرهاش وجود دارد را از شبنم سحرگاه بگیرد.
هوش مصنوعی: مؤذنی که اذان گفت، هیچکس در شب بیدار نشد و زنده نشد، حتی با وجود اینکه ندای "یا حی" را سر داد.
هوش مصنوعی: شیخ از صدای اذان صبح برای نماز جا ماند، زیرا گوش او در حال شنیدن نغمهای دیگر بود.
هوش مصنوعی: کی به مقصد خواهد رسید، زمانی که زاهد تنها به دنبال ظاهری از دین و دنیا باشد، زیرا تلاش او هیچ ارزش و هدفی ندارد.
هوش مصنوعی: جامی از عشق سوخته بود و هیچ نپرسید که این داغ از کجا آمده و چقدر زمان دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.