طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ست
دهن تنگت ازان چشمه میم افتاده ست
زان قد و زلف که گویی الف و لام ویند
لام الف وار دل خسته دونیم افتاده ست
قدت آن نخل بلند است و لب آن تازه رطب
که درین باغچه از باغ نعیم افتاده ست
ید بیضا که شنیدی بود از طلعت تو
لمعه نور که در دست کلیم افتاده ست
چمن از نافه چین عطرفشان شد گویی
چین زلف تو گذرگاه نسیم افتاده ست
پرده بردار که از صاعقه شوق توام
شعله در خرمن و آتش به گلیم افتاده ست
شهر عشق است مقام همه صاحبنظران
فرخ آن کس که درین شهر مقیم افتاده ست
نیم جان گر بدهی صد به عوض بستانی
بخل بگذار که دلدار کریم افتاده ست
جامیا شاهد نو گیر که از گردش دهر
رخنه در صحبت یاران قدیم افتاده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و با استفاده از تشبیهات مختلف، ویژگیهای ظاهری و باطنی او را به تصویر میکشد. شاعر از الفاظی چون «جمال»، «قد»، «زلف» و «لب» استفاده میکند تا زیبایی معشوق را ستایش کند. همچنین اشاره به حالتهای عاشقانه و شور و شوق ناشی از عشق میکند، و بیان میکند که در این شهر عشق، افرادی که در آنجا ساکناند، خوشبخت هستند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که برای رسیدن به عشق حقیقی، باید از بخل و تنگنظری برکنار بود و به دلدار کریم نزدیک شد.
هوش مصنوعی: موهای زیبایت مانند حرف جیم به زمین افتاده و دهان تنگت از چشمهای که به حرف میم آغاز میشود، پر شده است.
هوش مصنوعی: آن قامت و موهایی که به نظر میرسد شبیه حروف الفبای عشق هستند، دل خستهی ما در سایهی آنها قرار گرفته و در عذاب است.
هوش مصنوعی: تو قامتی به بلندی نخل داری و لبهایت مانند رطب تازه است که در این باغچه از باغ نعمت چیده شدهاند.
هوش مصنوعی: ید بیضا که شنیدی، نشانهای از ویژگیهای درخشان و نورانی توست که مانند نوری در دستان کلیم (موسی) قرار دارد.
هوش مصنوعی: چمن بوی خوشی از نافه چین گرفته و به نظر میرسد که باد در مسیر زلفهای تو میوزد.
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن، زیرا به خاطر شوق تو مانند شعلۀ آتش در کاه و گلی که به آتش افتاده، در حال سوختن هستم.
هوش مصنوعی: شهر عشق، محل حضور همه کسانی است که در این زمینه دانش و بصیرت دارند. خوشا به حال کسی که در این شهر سکونت دارد و از برکات آن بهرهمند است.
هوش مصنوعی: اگر نیمه جان خود را بدهی، در عوض صد برابر آن را دریافت خواهی کرد. پس خود را از بخل رها کن، چون معشوق بخشنده و سخاوتمندی به سراغت آمده است.
هوش مصنوعی: به جامی نگاه کن و یاری تازهای پیدا کن، چون به خاطر تغییرات زمان، در ارتباط با دوستان قدیمیات دچار اختلاف و فروپاشی شدهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانم از عشق تو در ورطه بیم افتاده ست
دلم از تیغ فراق تو دونیم افتاده ست
جیب گل نافه چین شد به گلستان گویی
دامن زلف تو در دست نسیم افتاده ست
حاصل خویش بجز رنج سفر هیچ ندید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.