گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۷۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ست

دهن تنگت ازان چشمه میم افتاده ست

زان قد و زلف که گویی الف و لام ویند

لام الف وار دل خسته دونیم افتاده ست

قدت آن نخل بلند است و لب آن تازه رطب

که درین باغچه از باغ نعیم افتاده ست

ید بیضا که شنیدی بود از طلعت تو

لمعه نور که در دست کلیم افتاده ست

چمن از نافه چین عطرفشان شد گویی

چین زلف تو گذرگاه نسیم افتاده ست

پرده بردار که از صاعقه شوق توام

شعله در خرمن و آتش به گلیم افتاده ست

شهر عشق است مقام همه صاحبنظران

فرخ آن کس که درین شهر مقیم افتاده ست

نیم جان گر بدهی صد به عوض بستانی

بخل بگذار که دلدار کریم افتاده ست

جامیا شاهد نو گیر که از گردش دهر

رخنه در صحبت یاران قدیم افتاده ست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی