گنجور

شمارهٔ ۵۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

گنج جمالی و کاینات خرابت

شاهد غیبی و آب و خاک نقابت

مست تو بودم هنوز مبدع فطرت

دست فراغت نشسته از گل و آبت

جان و دلم تازه شد ز وعده وصلت

خاصیت آب یافتم ز سرابت

نازکنان شب خیال تو به من آمد

گفتمش ای جان فدای ناز و عتابت

ملک وجودم گرفت عشق تو یکسر

گفت اذا عمت البلیة طابت

روی به عشق آر جامی از همه عالم

تا بنماید طریق صدق و صوابت

کشف حجاب از کتاب عقل چه جویم

چون ز ورقهاش تو به توست حجابت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور